تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
و اگر سبب ، سرما باشد حب خردل اندر دهان مىدارند .

باب سيم از گفتار ششم از كتاب معالجات اندر خناق و ذبحه

خناق ، دشوارى دم زدن است ، و سبب بيشتر ، آماس عضلهاى حنجره و مرى است و آماس رباطها و غشاهاء آن و آماس غلصمه . و بسيار باشد كه سبب آن تشنج خشك باشد و باز ماندن عضلهاء حنجره از كارهاء خويش با هم بسبب تشنج ، عضلهاء حنجره و حلقوم اندر كشيده شود و مهرهء گردن بدان سبب از جاى برود ، و اين كودكان را بيشتر افتد . و آنچه از تشنج خشك افتد بتر باشد و مادهء آماس خون و صفرا بيشتر باشد و بلغم نيز باشد و سودا كمتر باشد ؛ از بهر آنكه سودا غليظتر باشد ، بيك‌بار بعضوى ريخته نشود . و گاه باشد كه آماس گرم سودائى گردد و اين چنان باشد كه لطيف آن تحليل پذيرد و ماده غليظ سوخته بماند . و گاه باشد كه مادهء خناق به سينه فرود آيد و ذات الريه گردد . و گاه باشد كه بعصبها فرود آيد تشنج كند . و گاه باشد كه بحوالى دل فرود آيد و هلاك كند . و گاه باشد كه بمعده فرود آيد و معده را تباه كند ، لكن اين سهل‌تر باشد و علاج پذيرد . و مرگ خداوند خناق بتشنج باشد ، نخست تشنج كند ، پس برود . و ذبحه آماس لوزتان باشد از گوش تا گوش اندر پيش حلق پيدا باشد همچون طوقى ، بدين سبب آن آماس را ذبحه گويند . علامات آن ، نفس دشوار تواند زد ، و دهان گشاده دارد و باشد كه زفان بيرون كرده دارد و چشمها بيرون خاسته و هيچ به حلق فرو نتواند برد . و آواز همچون آواز صاحب زكام باشد . و بسيار باشد كه پندارد قى مىخواهد افتاد و نيوفتد . صعبى و سهلى اين علامتها باندازهء صعبى و سهلى علّت باشد ، و علامتهاء مادتها دانسته شدست . علاج آن ، آنجا كه خناق بمشاركت همه تن باشد و قوت قوى باشد و از فصد مانع نباشد ، فصد كنند و مبلغى تمام ، خون بيرون كنند ، چندانكه بيم باشد كه غشى افتد ، در حال علّت زايل گردد . و اگر قوت ضعيف باشد ، خون بتفاريق بيرون بايد كرد تا بيم غشى نباشد كه اندر غشى قوت ساقط شود و سقوط
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 370 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )