غرغره كنند .
و اگر بمعده فرو رفته باشد ، بگيرند ، شيح ، قيسوم ، افسنتين ، شونيز ، ترمس ، قسط ، مغز برنك كابلى ، سرخس از هر يكى يك جزو ، اندر سركهء ممزوج بپزند و بپالايند و بخورند .
و اندر طعام سير و پياز و پوذنه و خردل و كرنب مىدهند .
و اندر گرمابه گرم يا آفتاب بنشيند تا گرم و تشنه شود ، و كوزهء آب سرد بر لب نهد و مىدارد و البته نخورد تا از حرارت معده بگريزد و بطلب خنكى آب آيد . و اگر طحلب بر لب نهد هم صواب باشد .
گفتار هفتم از كتاب سيم اندر معالجات از كتاب الاغراض الطبية اندر بيماريهاء آلتهاء دم زدن و اسباب و علامات و علاج آن و اين گفتار هفت بابست
باب اول از گفتار هفتم از كتاب معالجات اندر ضيق النفس و ربو و نفس انتصاب
ضيق النّفس
تنگى نفس را گويند و سبب آن تنگى گذرهاء دم زدن باشد ، و گذر نايافتن هوا كه بدم زدن اندر آيد اندكاندك و بدشوارى اندر آيد .
و سبب تنگى گذر هوا ، مادهء باشد اندر قصبهء شش و رگهاء شريانهاء او ، يا آماس شش ، يا آماس بعضى احشا چون معده و جگر ، و بدان سبب حركت انبساط شش را جاى تنگ آيد .
يا مادهء باشد اندر فضاء سينه ريخته ، چنان كه اندر استسقا افتد .
يا بخار دخانى باشد بسيار اندر شش ، و حركت انقباض او از بهر بيرون كردن آن متواتر شود ، و بسبب بسيارى آن ، دم زدن دشوار گردد .
يا بادى باشد غليظ اندر سينه و گذرهاء دم زدن تا خشكى غالب شود و تخلخل شش فراز هم آيد و حركت انبساطى دشوار گردد .
يا سرمايى بآلتهاء دم زدن رسد از بادى سرد و طعامى و داروى سرد .
ربو
و ربو بيمارى است كه دم زدن آسوده ، همچون دم زدن كسى باشد كه دويده بود ، و سبب آن هم بدشوارى گذر يافتن هواء دم زدن باشد .
نفس انتصاب
و نفس انتصاب ، نوعى ضيق النفس است صعبتر از ربو و خداوند اين علّت تا راست ننشيند يا بر پاى ايستاده نباشد ، دم نتواند زد .
و بسيار باشد كه علّت ربو ، ذات الريه گردد ، و بيماريهاء شش نيز بسيار باشد كه بيمارى جگر گردد .