باب اول از گفتار ششم از كتاب معالجات اندر تغيّر آواز و باطل شدن آن
هرگاه كه اندر حجاب يا عضلهاء سينه يا اندر حلق و حنجره يا اندر رطوبت لزج كه ز اندرون حنجره است آفتى پديد آيد ، آواز گردد ، و اگر آفت قوى باشد ، آواز باطل شود .
و فاعل آواز حنجره است و مزاج او اندر ترى و خشكى معتدل است .
و سبب تغيّر آواز و باطل شدن بيشتر از آن باشد كه مزاج حنجره از اعتدال بيرون باشد .
علامات آن ، هرگاه كه اندر ترى يا اندر خشكى از اعتدال بگردد آواز متغيّر شود ، و اگر از اعتدال سخت دور شود ، آواز باطل شود .
و سر حنجره را بسر ناى ماننده كردهاند ، از بهر آنكه اگر سر ناى ، تر شود ، هر دو لب او به يكديگر فراز آيد و آواز ندهد ، و اگر خشك شود ليفهاء لبهاء او از هم باز ماند و آواز ندهد .
و علامت ترى آن بود كه آواز باريك شود و لرزان همچون آواز سگبچهء نوزاده ، و تريهاء گذشته بر آن گواهى دهد .
و علامت خشكى آنست كه آواز همچون آواز كلنگ شود .
و خشكيهاء گذشته بر آن گواهى دهد ، چون شبها بيدار بودن و بانگ بسيار داشتن و اندر هواى خشك بودن و دود و گرد بر آن گواهى دهد .
علاج آن ، اما اگر سبب رطوبت باشد ، لعوق كرنب ساده و يا اندكى انگزد و سير و گندنا و طبيخ حلبه ، و لعوق انجير سود دارد ، بدين صفت :
بگيرند انجير خشك و نعنع تر يا خشك راستار است بپزند و بپالايند ، انگزد سه درم و دو دانگ ، زعفران سه درم و دو دانگ ، انگبين چند وزن انجير برين آب افكنند ، و انگزد و زعفران در وى حل كنند ، هر بامداد يك كفچه بخورد .
صفت دارويى ديگر بگيرند مرّ صافى دو درم ، رب سوس ده درم ، كندر پنج درم ، زعفران دو درم و نيم ، كوفته و بيخته اندر مىبختج بسرشند .
و اگر سبب خشكى باشد ، لعاب اسپغول نيمگرم با شكر و انار شيرين امليسى و زردهء خايه نيمبرشت با شكر ، و شير تازه با شكر و بىشكر و مسكه و شكر و اردهء سپيد و شكر .
و گرمابهء آب خوش نيمگرم و شورباى مرغ فربه و اسفاناخ