تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ناخوش‌تر . و هر مسكنى كه از يك جانب آن كوه باشد و از ديگر جانب دريا ، هواى آن تر باشد و بارانها بسيار آيد ، و اگر زمين آن صلب باشد و خشك باشد و كوه آن سنگ باشد ، مضرت كمتر باشد . و اگر كوه ، گل باشد و زمين آن سست ، ترى آن زيان‌كارتر باشد . و اگر مزاج ولايت گرم باشد ، عفونتها و بيماريهاى عفونى بسيار افتد ، خاصه اگر مسكن اندر نشيب باشد . و اگر با اين حالها جانب شمال بسته باشد و دريا از جانب جنوب باشد ، و با و بيمارى اندر آن شهر بسيار بود . و مسكنى كه در ميان شوره و معدن گوگرد و نفط و مانند اين بود ، همه را اعتدال دور باشد و مسكنهاء بيابان ، خشك باشد و هواء آن درست ، و مسكن دريا تر باشد . مسكن كوهى ، خاصه اگر كوه مقابل مشرق باشد ، هواء آن درست باشد و مردم با قوّت و درازعمر و درشت‌سخن . و مسكن زمينى كه گل آن پاكيزه باشد و كوه و دريا از وى دور باشد ، هواء آن خوش و معتدل باشد . و مسكن كه در ميان آبدانها باشد و در ميان بيشه باشد ، بد باشد ، خاصه كه حشرات آبى و غير آن بسيار تولد كند . مسكنى كه بر ساحل دريا باشد ، هواء آن درست‌تر باشد ، از بهر آنكه دريا عفونت‌پذير نيست . و اگر نهاد شهر ، بد افتاده باشد و كسى خواهد كه خانه و مسكن خويش بر نهاد نيك بنا كند ، تواند كرد ، و اين‌چنان باشد كه خانه بلند بر آرد و غرفها سازد و همه خانها را روى سوى مشرق فكند ، و گذر شمال در وى گشاده كند و چنان سازد كه شعاع آفتاب اندر بيشترين خانها درآيد و سقف خانه بلند كند و دريچها فراخ كند .

باب چهارم از گفتار اول از بخش دوم كه حفظ الصّحه گويند اندر جامهاء پوشيدنى و تدبير آن

هر جامهء كه مردم پوشد ، نخست جامه از تن گرم شود ، پس ويرا گرم كند . و جامه گرم ، جامهء را گويند كه مردم را گرمى بسيارتر از آن دهد كه از تن وى پذيرد ، چون جامه پشمين و پوستين ، و اين از بهر آنست كه آنچه جامه از تن مردم پذيرد ، بخارى گرمست كه از تن او برآيد و اندر ميان درشتى و كيسهاء جامهء پشمين و اندر ميان موى پوستين بازماند و اندر وى جمع گردد و از وى به زودى جدا نشود . و چنان كه هواء سرد اندر تخلخل و مسام آن ، راه اندر آمدن نيابد ، بخار تن مردم ، همچنان به زودى راه بيرون شدن نيابد ، بدين سبب آن گرمى كه بايد ، نگاه