دارند يا بطريقى كه آسانتر آيد .
و هر گاه كه از غذاهاء دوايى چيزى خورده شود بر عقب آن چيزى بايد خورد تا مضرت آن باز دارد ، مثلا اگر خيار و كدو و كوك و مانند آن خورده شود و از مضرت آن ترسند ، مقدارى سير و گندنا و نعناع با آن يا بر عقب آن بخورند .
و اگر سير و پياز و گندنا و مانند آن خورده شود ، چيزى چون كدو و برگ خرفه و كوك و خيار بر عقب آن بخورد .
و اگر طعامى غليظ خورده شود كه از آن سدّه تولد كند ، چون هريسه و پايجه و نان فطير و حلواء نشاسته ، بر ضد آن چيزى سدّه گشاينده و لطيفكننده با آن به كار برد ، چون آبكامه و ترب به سركه ، و كبر به سركه و پياز به سركه ، و چگندر پخته و بخردل خوش كرده و ديگر روز سكنگبين خورند و طعام اندكاندك خورند .
و اگر چيزى تيز و شور خورده شود بر عقب آن چيزى تر و تفه خورند ، چون خيار و كدو و مانند آن . و تفه چيزى را گويند كه طعمى قوى ندارد .
و اندر زمستان يخنى و بوارد و مانند آن نبايد خورد ، و اندر تابستان بيشتر بوارد بايد خورد .
و هر گاه كه شهوت راستينى پديد آيد اندر طعام خوردن ، تأخير نبايد كرد و چنان بايد كه دست از طعام بدارد و هنوز شهوت مىباشد .
و پس از آنكه طعام تمام خورده باشد ، طعامى ديگر خوردن و معده گران كردن ، سخت بد باشد .
و اگر روزى معده گران كرده شود ديگر روز بسيار نبايد خفت ، و رياضتى بسيار بكردن بآهستگى پس از آنكه از خواب برخيزند ، و اندكى گوارش موافق مزاج يا اندكى شراب صرف خوردن .
و اندر خوردنيها ترتيب نگاه بايد داشت ، هرچه نازكتر و لطيفتر ، و آشاميدنى نخست بايد خورد ، مثلا نخست شوربا بايد آشاميدن پس ثريد خوردن ، پس گوشت .
و از پس رياضت و رنج ، چيزهاى نازك چون شير و ماهى تازه و مانند آن نشايد خورد ، از بهر آنكه معده گرم شده باشد و چيز نازك ، زود اندر معده گرم تباه شود و اخلاط تباه كند .
و كسى را كه غذا بد گواريده مىشود بر آن اعتماد نشايد كرد ، از بهر آنكه بروزگار ، اخلاط بد تولد كند و بسيار گردد و از آن بيماريها تولد كند .
و بسيار غذاها است كه اندر آن نوعى مضرت است و گروهى با آن خو كرده باشند ، آن گروه را آن غذا به از غذاء ديگر باشد كه اندر آن هيچ مضرت نباشد و با آن
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٢٢٣