و از بخار مرغزارها و بيشها و درختان بد چون انجير و گوز و بيدانجير و از بخار پاليز تره كه در وى كرنب و باقلى و سير و جرجير باشد و از بوى آهك و گلخن و از عفونتها دور باشد ، و اندر ميان درختان انبوه و ديوارهاء بلند نباشد ، و گذر او از جانب شمال گشاده بود ، و اندر تابستان بخار غبارناك و اندر زمستان نژمناك نباشد و حركاتش معتدل باشد .
و هواء گرم ، تن را لاغر كند و روى زرد كند و تشنگى آرد و دل را گرم كند و قوتها ضعيف كند و اندر رطوبتها فزونى عفونت پديد آرد ، و مردم سرد مزاج را سود دارد و همه خداوندان بيمارى سرد را سخت موافق و سازگار باشد و رطوبتها را تحليل كند و مسام بگشايد .
و هواء سرد اندر بيشترين حالها مر تندرستى را موافق بود و مادتها را غليظ كند و فرو آراماند ، بدين سبب آماسها و خراجها كمتر افتد ، لكن زكام و نزله بسيار افتد و مسام بسته شود و سينه درشت گردد .
و هواء تر مردم لاغر را سود دارد و پوست را نرم كند ، و هواء خشك ، ضد اين باشد .
و هواء غليظ ، هوايى باشد كه اندر وى ستارگان خرد اندر شبها پديد نباشد و دم زدن اندر وى ناخوش بود . و هواء نژمناك زيانكارتر از هواء غليظ باشد .
و هواء خانه زيانكارتر از هواء صحرا باشد .
و هر گاه كه هوا بد شده باشد ، و با پديد آيد ، و معنى و با آنست كه هوا بد شده باشد و بيمارى و مرگ بسيار افتد .
و هر گاه كه و با پديد آيد سوختن عود و عنبر و كندر و مصطكى و صندل و سعد و لادن و قسط و چوب سرو و چوب گز و بادام تلخ سود دارد و اصلاح هوا بود .
و سركه اندر خانه و حوالى خانه پراكندن سود دارد ، خاصه اگر اندكى انگزد در وى حل كنند .
باب دوم از گفتار اول اندر تدبير حفظ الصّحه اندر تدبير فصلهاء سال
اما اندر فصل بهار ، مادتها كه اندر زمستان اندر تن گرد آمده باشد و فسرده ، پيش از آنكه بحرارت تابستان گداخته و منبسط گردد ، كم بايد كرد از دو وجه :
يكى آنكه از طعام كمتر و لطيفتر خورند و معده را از طعام لطيف نيز پر نكنند و هر بامداد ، پيش از طعام اندكى رياضت كنند و از طعام گرم و تر ، چون رشته و تتماج و گوشت بسيار و از شراب و از طعامهاء تلخ و شور