و تيز پرهيز كنند .
دوم آنكه استفراغ كنند تا ماده كمتر شود و اولىتر استفراغى اندر فصل بهار ، استفراغ خون باشد .
و اندر فصل تابستان ، رياضت و طعام و شراب و جماع كمتر بايد كرد و آسودگى بايد گزيد . و شربت و غذا بايد كه ميل به خنكى دارد . و كسانى كه قى توانند كرد ، قى بايد كرد چند بار و مسهل قوى نشايد خورد ، و اگر ضرورتى بود آب ميوها و آب لبلاب و شراب بنفشه و شراب گل و خيارشنبر و سفوف بنفشه ، كفايت بود .
صفت سفوف بنفشه ، بگيرند بنفشه خشك ، هفت درم يا ده درم ، بكوبند و بهبيزند و باهم چندان شكر سوده بياميزند و با آب سرد بخورند .
و فصل تابستان ، پيران را و خداوندان مزاج سرد را و بيماريهاء سرد را سود دارد .
و اندر فصل خزان ، گوشت صيد و گوشت قديد و از جماع و از هرچه خشكى فزايد ، دور بايد داشت ، و شبها بر امتلاء معده نشايد خفت ، و جايگاه خنك نشايد خفت .
و اندر گرماء نيمروز و خنكى بامداد ، خود را نگاه بايد داشت ، و اندر آب سرد نشايد نشست .
و اندر آخر فصل ، استفراغى بايد كرد يا داروى مسهل تا تن از اخلاط كه از ميوهء خريفى تولد كرده باشد و جمع شده پاك شود ، و قى نبايد كرد .
و شراب كهن را ممزوج بايد كرد .
و اندر فصل زمستان ، رياضت ، بسيارتر و غذاها تمامتر بايد . و اگر زمستان ، طبع زمستانى ندارد ، غذاها به اندازه بايد خورد و رياضت تمام .
على الجمله غذا اندر زمستان ، اسفيدباها بايد و قليه خشك و كباب مانند اين ، همه با دارچينى و كرويا و غير آن .
و شراب صرف بايد خورد .
و هر كه اندر زمستان بيمار شود ، زود تدبير استفراغ بايد كرد ، از بهر آنكه تا سبب قوى نباشد ، اندر سرماء زمستان مادتها حركت نكند ، و استفراغ اندر زمستان باسهال ، صوابتر از آنكه به قى .
باب سيم از گفتار اول اندر تدبير حفظ الصّحه اندر تدبير مسكنها و خانها و شهرها
هر مسكن كه افراشتهتر ، هواى آن خنكتر و نسيم آن خوش تر و دم زدن در آن هوا آسانتر ، و هر مسكن كه نشيبتر ، هواى آن گرمتر و گرفتهتر و بخارهاء آن بدتر و دم زدن اندر وى