دارد و جمع كند و فزون از آنكه يافته باشد ، باز دهد .
و هم بدين سبب است كه قبا و صدرهء تنگ ، تن مردم را زود گرم كند و هواء خنك نيز اندر ميان تن مردم و ميان قبا راه نيابد .
و جامه خنك ، آن جامه را گويند كه گرمى كم از آن باز دهد كه پذيرفته باشد و اين جامهء باشد متخلخل و مسام او گشاده و بخار تن مردم بدان مسام بيرون شود و اندر وى باز نماند و جمع نشود ، بدين سبب گرمى بيش از آن پذيرد كه باز دهد ، چون جامهء كتان و توزى و مانند آن ، و جامهء پنبه ميان اين و آن باشد . و ابريشم از كتان گرمتر است و از پنبه خنكتر ، اما گرمتر از بهر آنست كه حيوانيست و از جمله اجزاء اوست چون ، گوشت و پوست و غير آن ، و خنكتر از پنبه از بهر آنست كه املس است و زئبر ندارد چنان كه پنبه دارد .
و جامه نرم خاصه آنچه خمل و زئبر دار تن را گرم كند ، جامه زمستانى باشد و آنچه به تن باز نگيرد و صقال گازر دارد ، جامه تابستان باشد .
و جامه درشت ، تن را درشت كند و لاغر و پوست را سخت كند و جامهء نرم بر ضد اين باشد .
و سمور و روباه و مرغزى ، پشت را گرم كند .
و پوست بره نيز گرمست و گرمى سنجاب كمتر از گرمى بره و روباه است .
و قاقم و سنجاب به يكديگر نزديك است ، و حواصل گرمتر از هر دو است و هر سه جامه بهار و خزانست . و الله اعلم .
باب پنجم از گفتار اول از بخش دوم از حفظ الصّحه اندر تدبير غذاها و احوال آن
غذاء نيك چيزى باشد كه در وى هيچ معنى دارو نباشد ، چنان كه اندر تره و ميوه باشد ، و هرچه ازين نوع باشد كه در وى معنى دارو است ، آن را غذاء دوايى گويند ، آن را جز بر سبيل علاج نبايد خورد . از بهر آنكه هرچه گرمست خون را بسوزاند و صفرا زيادت كند ، و هرچه گرم نيست غليظ است ، ترى و بلغم آرد .
لكن غذاء نيك نان پاكيزه است از گندم آفت نارسيده و گوشت گوسفند پختهء تندرست و آسوده و شيرينيها كه در خورد مزاج هر شخصى باشد .
و بهتر و بايندهتر ميوهء به غذا انگورست و انجير كه تمام رسيده باشد .
اما انگور با رسيدگى بايد كه چند روز آونگ كرده باشند .
و هر گاه كه از غذاء نيك اندر تن فضلها پديد آيد ، استفراغ بايد كرد بطريقى كه عادت