تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بد باشد ، از بهر آنكه بسبب اسهال صفرا ، استسقا محكم شود . قولنج فواق و قى اندر قولنج ، بد باشد . و سبب فواق و قى ، برآمدن ماده باشد بمعده و بخار آن بدماغ برآيد و سبب اختلاط عقل و تشنج گردد و بكشد . قولنج ايلاؤس با تقطير بول ، بد باشد و روز هفتم بكشد . و پس اگر رطوبتى ظاهر شود و ادرار بول كند ، اوميد سلامت پديد آيد . مغص و قى ، مغص و قى و اختلاط عقل اگر دايم باشد ، مهلك بود و هر گاه كه به قى خلطهاء گوناگون برآيد يا اسهال گوناگون باشد يا عرق پراكنده اندر بشره و لون هر اندامى ديگر باشد ، علامت بسيارى اخلاط بد بود و علامت ضعيفى قوت ماسكه و عجز طبيعت . باز ايستادن اسهال سبز و گنده و ماده بد از تن پاك ناشده ، بد باشد ، از بهر آنكه فساد آن بدل و دماغ باز دهد و بكشد . اختلاج شراسيف ، با اضطراب حركت چشم ، بد باشد ، خاصه اندر تب ، علامت آماس باشد يا علامت نفخ اندر جايگاه اختلاج . سست شدن تب محرقه ، بىآنكه بحران كند ، و ساكن شدن نبض سريع ، و ساكن شدن تب محرقه بىاستفراغى و انتقال و تبديل مزاجى بنوعى از تدبير صواب ، علامت فرو مردن غريزت بود . پديد آمدن خفقان ، ناگاه اندر تب با امساك طبع ، مقدمه مرگ باشد . و سرد شدن ظاهر تن با سوزش باطن و غلبهء تشنگى اندر تب لازم ، كشنده باشد . بول صفرائى ، كه نخست سپيد بوده باشد و با كفك بود و با آن خونى سياه از بينى مىرود ، بد باشد از بهر آنكه نشان غلبت حرارت غريزى و جوشيدن ماده و سوختن خون باشد . و الله اعلم .

باب چهارم از جزو سيم از گفتار چهاردهم اندر آنك علامتهاء كدام اندام قوىتر باشد و اعتماد بر دلالتهاء كدام بيشتر باشد

ببايد دانست كه دلالتهاء لون چشم سخت قوى باشد ، از بهر آنكه هرچه به دو رسد ، بسبب صفاء لون او در وى پديد آيد . و دلالت زبان هم قويست ، لكن ضعيف‌تر از دلالت چشم است و سبب قوّت دلالت زبان آنست كه اندر وى رگها بزرگست و گوشت او متخلخل است ، مادتها و رنگهاء آن زود قبول كند . و بدين سبب است كه سپيدى زبان دليل سردى
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 199 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )