تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بيماريهاء حاده و تبهاء محرقه به بحران يرقانى زايل شود . فواق امتلايى به حركت عطسه زايل شود . كسى را كه طعام اندر معده او ترش شود ، علت ذات الجنب نباشد ، از بهر آنكه اين علت از ماده صفرايى تولد كند و اندر معدهء كه طعام در وى ترش كرده صفرا تولد كمتر كند ، و اگر تولد كند مادهء ذات الجنب به هيچ‌گونه نباشد .

گفتار پانزدهم از بخش اول از كتاب اغراض اندر بحرانها و روزهاء آن و اين گفتار هشت باب است

باب اول از گفتار پانزدهم از بخش اول اندر آنك بحران چيست

بحران اندر لغت يونان لفظى است شكافته از چيره گشتن يك خصم بر خصم ديگر ، از بهر آنكه دو خصم مدتى بر يكديگر چيرگى جويند و هرگاه كه فرصت يابند و چيره شوند آنكه فرصت يافته باشد ، و قوت تمام‌تر دارد در حال كار خويش بكند و به هيچ‌گونه مهلت ندهد . و ممكن باشد كه خصم مقهور ، بعد از مدتى نزديك ، فرصتى يابد و قوتى حاصل كند و چيره شود ، مراجعت كند و خصم اول را مقهور كند . همچنين طبيعت با مادهء بيمارى برسان دو خصم مىكوشند و مجادله مىكنند ، تا در مدت كوشيدن و مجادله ، يا ماده پخته گردد و طبيعت چيره شود ، در حال چيرگى طبيعت پيدا آيد و غالب شود و بحران نيك پديد آيد ، يا حال برعكس افتد و ماده مستولى گردد ، در حال نشان عاجزى طبيعت پيدا گردد و بحران بد پديد آيد . پس بحران ، تغيّر حال بيمارى است از حالى بحالى بهتر يا از حالى بحالى بدتر از آن .

باب دوم از گفتار پانزدهم از بخش اول اندر آنك بحران چند نوع است

ببايد دانست كه بحران شش گونه است : يكى ، آنكه طبيعت به يك بار قوت گيرد و ماده بيمارى را به يك بار دفع كند ، اين را بحران تمام گويند و بحران نيك گويند . دوم ، آنكه طبيعت به يك بار عاجز گردد و ماده مستولى گردد و حال بيمار به يك بار بد شود و بيمار هلاك گردد و اين را نيز بحران تمام گويند ، هر دو اندر بيمارى حاده باشد . سوم ، آنكه طبيعت اندك‌اندك قوت مىگيرد و ماده را مىپزاند و دفع مىكند و مدتى بايد تا تمامى قوت او پديد آيد و ماده را بتمامى بپزاند و دفع كند ، اين را تحليل گويند . چهارم ، آنكه ماده پخته نگردد و طبيعت عاجز باشد ، لكن عجز او بتدريج پديد مىآيد و
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 202 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )