بماند ، خاصه اندر بيمارى حاده ، علامت تشنج و هلاك باشد .
هر گاه كه اندر بيمارى حاده ، بول غليظ و تيره ، صافى شود بحران نابوده ، علامت عجز طبيعت باشد .
گفتهاند هرگاه كه بول سياه و رقيق باشد و بيمار طعام آرزو كند ، علامت مرگ باشد .
هر گاه كه بول سرخ و رقيق باشد و با آن علامت نيك باشد ، دليل زودى بحران باشد ، و اگر با آن علامتى بد باشد ، دليل زودى مرگ باشد .
بول رنگين كه در وى رسوب نباشد ، علامت پختگى و علامت خير نباشد ، از بهر آنكه بسيار باشد كه بسبب دردى يا بسبب قوت حرارت غريب يا بسبب غذا نايافتن رنگين گردد .
باز گرفتن بول اندر تبهاء لازم كه با درد سر باشد و عرق بسيار كند ، علامت كزاز باشد .
تقطير بول اندر تبهاء آهسته ، علامت رعاف باشد يا علامت ضعف طبيعت و اگر تب محرقه باشد ، علامت آفتى باشد اندر دماغ .
سى و دوم ، اندر احوال قى جويند ، قى كه با صفرا و بلغم آميخته نباشد ، نافع نباشد ، خاصه اگر هر دو غليظ باشد . قى صفراء صرف و بلغم صرف ، نيك نباشد ، از بهر آنكه صفرا علامت سوء المزاج گرم باشد و بلغم علامت مزاج سرد باشد ، هر قى كه مخالف لون معتاد باشد ، بد بود .
لون معتاد ، سپيد آبناك باشد يا زرد با بلغم آميخته يا آنكه بلون و قوام كشكاب باشد . و آنچه معتاد نيست ، آب كراثى باشد خاصه اگر گنده باشد و سلقى و سرخ و تيره و بدتر از همه زنگارى است و سياه .
سى و سيم ، از احوال نفث جويند ، نفث نافع آنست كه بسرفه اندك برآيد و بدرنگ نباشد و گنده نباشد و خلط صرف نباشد ، لكن با آب دهان آميخته و اندكى بزردى گرايد .
برآمدن نفث صرف همچون قى صرف ، بد باشد . نفث سخت سرخ و سخت زرد و آنچه بسرفه بسيار برآيد و نفث سبز و كفكناك و سياه ، همه بد باشد و بدتر از همه سياه باشد .
هر نفثى كه درد سينه بدان زايل نشود بد باشد ، خاصه سياه .
نفث اندك و برآمدن بدشوارى ، خاصه اندر علت سل سخت بد باشد ، علامت ضعف قوت و خامى ماده باشد و قتّال باشد .
اندر نفس انتصاب ، نفث نابودن ، دليل آماس عظيم باشد اندر آلتهاء دم زدن و دليل ضعف قوت .
و هر گاه كه درد علت ذات الريه به فصد و اسهال
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص١٩٦