تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
سختى جگر اندر يرقان ، بد باشد ، باستسقا ادا كند . بيست و هفتم ، از احوال نافض جويند ، هرگاه كه نافض ، معاودت بسيار كند و تبها نوبت صعب مىدارد و قوّت قوى نباشد ، مهلك باشد ، و اگر قوت قوى باشد و بسبب نافض ، تب گسسته نشود ، بد باشد . و اگر اندرين ميانه ، اسهالى افتد و تب بريده نشود ، بد باشد . و اگر اسهال نيفتد ، علامت آن باشد كه مادت تب متحرك است و طبيعت عاجز . و اگر به يك بار نافض پديد آيد و بر اثر آن عرق شامل كند ، و خفّت حاصل آيد ، سخت نيك باشد . بيست و هشتم ، از احوال عرق بايد جست ، بسيارى عرق از يك عضو ، علامت بسيارى ماده باشد اندر آن عضو . و عضوى كه عرق نكند ، يا در وى ماده نباشد يا مسام او بسته باشد و بيمار از آن پهلو كه بر وى خفته باشد ، عرق نكند يا كمتر كند ، از بهر آنكه چون بر آن جانب خفته باشد ، مسام او تنگ فرو گرفته و فشارده شده باشد . عرق بسيار اندر خواب ، بىسببى معلوم نشان آن باشد كه آن كس غذا بيش از آن خورد كه طبع او برتابد . پس اگر بسيار نمىخورد ، نشان حاجتمندى باشد باستفراغ . و ببايد دانست كه هرچند حرارت غريزى قوىتر شود ، تحليل پوشيده‌تر باشد . عرق بسبب ترى هوا و بسيارى بارانها بيشتر باشد . هر گاه كه اندر اول بيمارى عرق آيد ، علامت بسيارى خلط و مجاهدت طبيعت باشد و عاجزى از هضم و پزانيدن . و قشعريره از پس عرق ، بد باشد ، نشان پراكنده شدن خلط باشد اندر تن . عرق سرد اندر تب حاده بد باشد ، خاصه اگر جز از سر و گردن نيايد . عرق گرم نيز كه از همه تن نباشد و بجز از سر و گردن نيايد ، بد باشد ، لكن سرد بدتر باشد و علامت غشى باشد . اگر با عرق سرد ، تب سخت گرم باشد ، علامت نزديك آمدن مرگ باشد . هر گاه كه عرق اندكى پديد آيد و زود منقطع شود ، علامت ضعف غريزت باشد و علامت خامى ماده . و عرق بسيار كه تب بدان منقطع نشود و بيمار از آن راحت نيابد ، نشان بسيارى ماده و ضعيفى قوتها باشد ، خاصه ضعيفى ماسكه و نشان درازى بيمارى باشد و نشان آنكه نه فصد مىبايد كرد و نه استفراغى ديگر .