بيست و نهم ، از احوال رعاف جويند ، رعاف اندك و رعاف بسيار و رعاف سياه ، بد باشد .
رعاف سياه و پراكنده كه بر سبيل ترشح آيد ، علامت طاعون باشد اندر دماغ .
رعاف زرد و سبز ، علامت سوختگى صفرا باشد و سوزانيدن آن باشد دماغ را .
رعاف نيك آن باشد كه از بينى آيد كه بيمارى در آن جانب تن باشد ، و آنچه از بينى ديگر آيد بدان نيكى نباشد .
بحران رعافى اندر بيماريهايى باشد كه بالاء ناف باشد .
سىام ، از احوال ثفل طعام جويند ، ثفل سياه و سبز و گنده و چرب اندر بيماريهاء حاده ، قاتل باشد .
ثفل زرد اندر اول بيمارى ، علامت بسيارى صفرا باشد و بد باشد ، لكن اندر وقت انتها نيك باشد .
اگر پس از ثفل صفرايى ، راحتى نيابد ، علامت آن باشد كه اخلاط همه صفرايى شده است و نشان سقوط شهوت باشد .
ثفل چون آب سپيد يا زرد يا كفكناك ، بد باشد .
ثفل زرد كه بر زمين پهن باز شود و كناره باريك بود ، زردآب جگر باشد و نشان سوء المزاج باشد .
اگر اندر ثفل چيزهايى چون پوست ترمس باشد ، مهلك باشد .
اندر همه بيماريها اگر اندر ثفل چيزى بيند چون گوشت پاره ، علامت ريشى روده باشد و علامت عفونت ريش باشد .
ثفل سودايى از پس بيمارى دراز و از پس اسهال كهن ، هلاككننده باشد ، از بهر آنكه علامت ضعيفى قوت ماسكه باشد .
لونهاء مختلف ، روز دارو خوردن و روز بحران سودمند باشد .
سى و يكم ، از احوال بول جويند ، چنان كه هرگاه كه بول گاهى اندك و گاهى بسيار و گاهى باز گيرد ، علامت مجاهدت طبيعت باشد كه به هر گاهى علت قوىتر آيد بول باز گيرد و گاهى طبيعت قوىتر آيد ، دفع كند ، و علامت غليظى ماده و درازى بيمارى باشد .
و سپيدى و رقيقى بول اندر بيمارى حاده يا علامت عجز طبيعت باشد يا علامت بازگشتن ماده از مجرى بول ، و از دو بيرون نباشد ، يا بجانب دماغ برآيد و سرسام تولد كند ، يا بجانب احشا ميل كند و آماس تولد كند ، يا اندر حوالى شراسيف يا اندر اسافل ، خراجى كند .
و هر گاه كه بول سپيد و رقيق ، دشوار بيرون آيد ، علامت ضعيفى قوت مغيّره باشد و علامت ضعف طبيعت باشد .
هر گاه كه بول سپيد و رقيق ، غليظ شود و تيره و بر آن تيرگى
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص١٩٥