تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پس تب آيد هم مذموم باشد ، لكن آن مذموم‌تر كه نخست تب آيد . و اگر اندر پس گوش ، آماسى پديد آيد و پخته نشود ، بد باشد و اگر نيز پخته شود و اخلاط ديگر اندر تن پخته نباشد ، بدان مغرور نشايد بود ، از بهر آنكه آزموده‌اند كه پختن آن آماس كفايت نبودست و بيمار هلاك شدست . همه بثرها و آماسها كه باز گردد ، بد باشد ، مگر كه باز بيرون آيد تا اوميد سلامت باشد ، و علامت باز آمدن قوت طبيعت باشد . بيست و پنجم ، از احوال ريشها جويند ، چنان كه اگر بر تن بيمار ريش كهن باشد ، پس لون او سبز گردد يا سياه ، مرگ نزديك باشد . و سبزى و سياهى ريش ، علامت مردن آن عضو باشد ، از بهر آنكه عضو دردمند ، زودتر ميرد ، از بهر آنكه غريزت آن عضو ، ضعيف شده باشد . گفته‌اند هر گاه كه بر زانوء بيمار ، بثرهء چند دانه انگور سياه پديد آيد و حوالى آن سرخ بود ، بيمار زود هلاك شود ، پس اگر مهلتى در ميان افتد ، تا پنجاه روز بماند و عرق سرد كند و پس هلاك شود . هر گاه كه اندر تبهاء حاده ، بثرهاى خرد پديد آيد ، برسان گاورس ، بد باشد ، از بهر آنكه مادهء آن غليظ باشد و بيم باشد كه قوّت تب مهلت ندهد ، چندانكه ماده آن پخته شود . بثرهاء سياه چند نخود اندر تبهاء حاده ، سخت بد باشد و بيم باشد كه بيمار روز دوم هلاك شود . و هر گاه كه بر رگ گردن ، بثره چند دانهء بيدانجير پديد آيد با خشك‌ريزه بسيار و سپيد كه بتازى الحصف گويند ، بيمار چيزهاء تيز آرزو كند و روز بيستم هلاك شود . و هر گاه كه اندر تب گرم بر انگشتان دست آماسى سياه ، چند دانهء كه بتازى كرسنه گويند ، پديد آيد با درد صعب ، روز چهارم هلاك شود . و اگر با آن گرانى و سبات پديد آيد و طبع خشك باشد ، به علت سرسام ميرد . بيست و ششم ، از احوال يرقان جويند ، هرگاه كه اندر تب حاده پيش از روز هفتم ، يرقان پديد آيد بد باشد ، اگر پس از يرقان اسهالى باشد از قياس واجب كند كه بد نباشد ، و آنكه از پس هفت روز پديد آيد هم نيك نباشد ، الّا كه بيمار خفّتى يابد از آن ، و علامتى نيك جز از يرقان پديد آيد . و اگر پس از يرقان ، اسهالى افتد كفك‌ناك و زمين از آن برجوشد ، بد باشد ، پس اگر تن بدان اسهال پاك شود و يا عرقى تمام كند و خفّتى يافته باشد ، اوميدوار باشد .
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 193 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )