تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
باطل شدن غريزت باشد . دم زدن منقطع ، علامت آفتى باشد اندر عضله سينه . دم زدن گنده ، علامت عفونت باشد اندر آلتهاء دم زدن . هر گاه كه اندر آخر بيمارى حاده ، دم زدن ضعيف و متواتر گردد و شكم منتفخ شود و گاه‌گاه نفس بزرگ برآيد چنان كه بتازى تنفّس الصّعدا گويند ، علامت نزديكى وقت هلاك باشد . دوازدهم ، از احوال خواب و بيدارى جويند ، خواب روز و بيدارى شب ، مذموم باشد ، از بهر آنكه مخالف حال طبيعى باشد ، خاصه كه عادت بيمار ، اين نباشد . و بىخوابى شب و روز ، علامت خشكى دماغ باشد ، ردى و مذموم باشد . غنودنى بسيار با ضعيفى نبض ، علامت ضعف باشد نه علامت ترى دماغ و بدتر آن باشد كه بيدار شود ، صداعى باشد ، يا اندر عضوى ديگر ، المى حادث شده باشد . از بهر آنكه طبيعت اندر خواب به هضم و پزانيدن مشغول باشد و بيدار شدن با درد ، علامت صعبى بيمارى باشد و عجز طبيعت . سيزدهم ، از هيئت خفتن جويند ، هر شكلى كه عادت تندرستى نباشد ، مذموم باشد ، خاصه اگر بر پهلو خسبد و بىمراد به پشت باز افتد و اندر بستر به نشيب فرود آيد از جانب پاى . اطراف برهنه كردن و از هر جانبى انداختن نه بر عادت خويش و نه بر شكل طبيعى ، خاصه اگر به لمس سخت گرم نباشد ، علامت گرمى عظيم باشد اندر باطن ، پس اگر بيمار فربه باشد و اندامها بر وى گرانى كند و اندر تندرستى زود مسترخى شدن ، عادت او بوده باشد ، سليم‌تر باشد . و گفته‌اند كه اندر باز افتادن بيمار به پشت بىاختيار خويش فرقى نيست ميان مردم عبل و نحيف ، از بهر آنكه اين باز افتادن ، علامت بسيارى اخلاط باشد اندر احشا يا علامت سقوط قوت . بر شكم خفتن ، علامت اختلاط عقل باشد يا علامت درد شكم . چهاردهم ، از احوال پوست باز جويند ، چنان كه اگر بكشند زود بجاء باز شود ، علامت نيستى رطوبت غريزى باشد . دم زدن سرد و برخاستن بخار گرم از پوست ، علامت باطل شدن غريزت باشد ، و آن بخار گرم از حرارت غريب برمىخيزد و زود فرو ايستد .