و رمص خشك ، ردى باشد .
اگر بر ديده گشاده چيزى چون خانه عنكبوت پديد آيد ، پس بكنار چشم آيد چون رمص ، از آن جمله باشد كه بقراط گويد ، الموت قريب .
چشم ، سخت فراخ باز كردن و هذيان گفتن ، قاتل باشد .
خيالهاء سياه پيش چشم اندر بيشتر حالها علامت قى باشد ، و سرخ علامت رعاف ، خاصه اگر علامتى ديگر با آن باشد .
گفتهاند هرگاه كه در زير چشم بثره سپيد پديد آيد ، چند عدسى ، بيمار پس از ده روز شربتى آرزو كند و هلاك شود .
خيالهاء درفشان علامت بسيارى مادهء گرم باشد .
پنجم ، از احوال بينى جويند ، چنان كه اگر بينى پيچيده شود يا پهن شود ، علامت تشنج باشد .
اندر دم زدن همه اعتماد بر بينى كردن ، ردى باشد .
هر گاه كه بيمار گويد بوى مشك مىيابم يا بوى روغن گاو يا بوى گل تر كرده ، ردى باشد .
هر گاه كه اندر تب حاده زرداب از بينى گشاده شود ، علامت انحلال قوت و قرب الموت باشد .
اگر بداروهاء عطسه آرنده ، عطسه نيايد ، علامت باطل شدن قوت حس باشد و هلاك نزديك .
اگر بينى پاك مىكند بىسببى ، ردى باشد .
ششم ، از احوال گوش جويند ، نرمه گوش ، خشك شدن و باز گشتن ، ردى باشد .
درد گوش اندر تب حاده قاتل باشد ، از بهر آنكه علامت آماس باشد اندر عصب حس ، پس اگر ريش گردد و ريم بپالايد ، اميدى پديد آيد .
و اندر گوش پيران ممكن است كه ريش گردد و بپالايد ، اما جون بسبب قوت حس ، پيش از آنكه ريش گردد ، هلاك شود .
هفتم ، از احوال دندانها جويند ، چنان كه برهم زدن دندانها برسان آنكه كسى چيزى خورد ، مذموم باشد . بر هم سودن دندانها و صرير آن ، ردى است خاصه اگر عادت او نباشد ، علامت تشنج عضلهاء فك باشد و علامت ديوانگى باشد .
و اگر پس از ديوانگى پديد آيد ، قاتل باشد ، از بهر آنكه علامت خشكى بافراط باشد .
لزوجت بر دندانها نشستن نشان مادت غليظ باشد و نشان افراط حرارت ، خاصه اندر تب حاده .
هر ساعت دندانها پاك كردن بىآنكه عادت او بوده باشد ، ردى باشد .
سبز شدن دندانها ، ردى باشد .
هشتم ، از احوال دهان و زبان جويند ، خشكى دهان
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص١٨٨