و كمى آب دهان ، ردى باشد ، هرگاه كه زبان نخست درشت گردد ، پس خشك شود ، خاصه نزديك انتها ، پس سياه گردد ، قاتل باشد .
گشاده ماندن دهان اندر بيمارى حاده ، علامت ساقط شدن قوت باشد .
گند دهان اندر بيمارى حاده ، علامت تباهى اخلاط باشد ، اگر سخت گنده باشد مهلك باشد .
پيچيدن لب ، علامت تشنج باشد ، طرقيدن لب علامت خشكى باشد .
لبها به پيش زبان باز جستن چنان كه بتازى تقلّص گويند و سرد شدن ، ردى باشد .
گفتهاند : هر گاه كه اندر بيمارى حاده بثره بسيار برآيد ، چند نخودى و بيمار چيزهاء تيز آرزو كند ، علامت آن باشد كه اندر مجارى غذا بثرات بسيارست و علامت نزديكى هلاك باشد .
نهم ، از احوال فم معده بايد جست ، چنان كه اندر بيمارى حاده ، فواق ، خاصه از پس استفراغ ، ردى باشد ، از بهر آنكه علامت تشنج فم معده باشد .
سوزش معده و گرمى آن و طپيدن فم معده اندر تب ، ردى باشد .
دهم ، از احوال مرى و حلق جويند ، چنان كه اندر بيمارى حاده ناگاه خناق افتد ، ردى باشد ، خاصه اگر در روز بحران افتد .
كوژ شدن گردن و چيزى به حلق فرو نارفتن ، مذموم باشد ؛ و چيزى به حلق فرو نارفتن بىكوژى گردن هم مذموم باشد .
آب دهان فرو نارفتن و آب كه خورده شود اندر حلق ماندن و بجانب بينى آمدن هم مذموم باشد ، و بسيارى باشد كه سبب آن ، ريشى يا بثرهء باشد اندر حلق ، و هم مذموم باشد .
و هر گاه كه آماس خناق در اندرون شود و بر ظاهر تن حوالى حلق و سينه و نزديكتر يا دور تر ، خراجى تولد كند و بيمار به قى ، ريم برنيارد و درد ساكن شود ، علامت نزديكى وقت هلاك باشد يا علامت انتقال ماده باشد .
و سبب ساكن شدن درد آن باشد كه ماده به شش انتقال كرده باشد و شش را حس نيست ، اگر به قى ، ريم برآيد اوميدوارتر باشد .
يازدهم ، از احوال دم زدن جويند ، چنان كه تواتر دم زدن علامت حرارت بافراط باشد ، عظيم و متفاوت ، علامت اختلاط عقل باشد .
اندر بيمارى حاده دم زدن سرد ، علامت
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص١٨٩