تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
و كمى آب دهان ، ردى باشد ، هرگاه كه زبان نخست درشت گردد ، پس خشك شود ، خاصه نزديك انتها ، پس سياه گردد ، قاتل باشد . گشاده ماندن دهان اندر بيمارى حاده ، علامت ساقط شدن قوت باشد . گند دهان اندر بيمارى حاده ، علامت تباهى اخلاط باشد ، اگر سخت گنده باشد مهلك باشد . پيچيدن لب ، علامت تشنج باشد ، طرقيدن لب علامت خشكى باشد . لبها به پيش زبان باز جستن چنان كه بتازى تقلّص گويند و سرد شدن ، ردى باشد . گفته‌اند : هر گاه كه اندر بيمارى حاده بثره بسيار برآيد ، چند نخودى و بيمار چيزهاء تيز آرزو كند ، علامت آن باشد كه اندر مجارى غذا بثرات بسيارست و علامت نزديكى هلاك باشد . نهم ، از احوال فم معده بايد جست ، چنان كه اندر بيمارى حاده ، فواق ، خاصه از پس استفراغ ، ردى باشد ، از بهر آنكه علامت تشنج فم معده باشد . سوزش معده و گرمى آن و طپيدن فم معده اندر تب ، ردى باشد . دهم ، از احوال مرى و حلق جويند ، چنان كه اندر بيمارى حاده ناگاه خناق افتد ، ردى باشد ، خاصه اگر در روز بحران افتد . كوژ شدن گردن و چيزى به حلق فرو نارفتن ، مذموم باشد ؛ و چيزى به حلق فرو نارفتن بىكوژى گردن هم مذموم باشد . آب دهان فرو نارفتن و آب كه خورده شود اندر حلق ماندن و بجانب بينى آمدن هم مذموم باشد ، و بسيارى باشد كه سبب آن ، ريشى يا بثرهء باشد اندر حلق ، و هم مذموم باشد . و هر گاه كه آماس خناق در اندرون شود و بر ظاهر تن حوالى حلق و سينه و نزديك‌تر يا دور تر ، خراجى تولد كند و بيمار به قى ، ريم برنيارد و درد ساكن شود ، علامت نزديكى وقت هلاك باشد يا علامت انتقال ماده باشد . و سبب ساكن شدن درد آن باشد كه ماده به شش انتقال كرده باشد و شش را حس نيست ، اگر به قى ، ريم برآيد اوميدوارتر باشد . يازدهم ، از احوال دم زدن جويند ، چنان كه تواتر دم زدن علامت حرارت بافراط باشد ، عظيم و متفاوت ، علامت اختلاط عقل باشد . اندر بيمارى حاده دم زدن سرد ، علامت
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 189 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )