باب سيم از جزو دوم از گفتار چهاردهم از بخش اول اندر آنك اين نضج چگونه و از كجا پديد آيد
از بهر آنكه نضج اندر ماده بيمارى تواند بود ، طبيب نگاه كند تا ماده اندر كدام عضو است ، اثر نضج از آن عضو جويد . چنان كه اندر بيماريهاء آلات دم زدن ، اثر نضج از نفث جويد ، و اندر بيمارى روده ، اندر حال ثفل نگاه كند ، اندر بيماريهاء جگر اندر حال بول ، و از بيمارى دماغ چون زكام و سرسام ، اندر حال رطوبتها كه از بينى فرود آيد ، و اندر بيمارى چشم اندر حال رمص .
و اندر تب ، اندر رسوب بول نگاه كند ، از بهر آنكه ماده تبهاء عفونى ، بيشتر اندر رگها باشد .
و اگر با تب آماسى باشد اندر عضوى ، اثر نضج هم اندر رسوب بول و هم اندر موضع آماس بايد جست .
و همه بيماريها كه اندر همه مزاجهاء خشك افتد ، اثر نضج اندر وى كمتر پديد آيد و استفراغ نيز دشوار باشد كردن آن ، مثلا اندر ذات الجنب اگر مزاج بيمار خشك باشد ، با آنكه قوت بر جاى باشد ، بوقت نضج ، نفث نباشد يا اندك باشد ؛ و اندر بيماريهاء جگر و سپرز و معده و رودها ، طبع خشك باشد ؛ و اندر تبها ، دهان خشك و زبان درشت و سياه باشد ؛ و اندر درد چشم ، رمص نباشد ؛ و اندر زكام و سرسام ، مجرى بينى خشك باشد ؛ و اندر آماسها و ريشها موضع آن سخت باشد و چيزى كمتر پالايد .
باب چهارم از جزو دوم از گفتار چهاردهم از بخش اول اندر فرق ميان نضج ناقص و نضج تمام
هر گاه كه اندر بيماريهاء سر ، چون زكام و سرسام ، رطوبتى رقيق باشد و تيز ، پالودن گيرد ، آغاز نضج باشد .
و اگر قوام معتدل شود ، نضج تمام باشد .
و اندر درد چشم اشك رقيق و گرم و بسيار ، نشان خامى و آغاز نضج باشد ، و اگر كمتر شود و قوامى گيرد ، نضجى ناقص باشد ، و اگر باندكى باز آيد و رمص كند ، نضجى تمام باشد .
و اندر بيماريهاء سينه و آلت دم زدن ، حال نفث هم برين قياس باشد .
و اندر ريشها حال زرداب و ريم هم برين قياس باشد .
و اما اندر بول ، نشان خامى و نضج ناقص و نضج تمام ، از سه وجه بايد جست .
نشان خامى آنست كه سپيد و رقيق باشد ، و اگر از پس سپيدى ، اندكى بزردى گرايد يا از پس آنكه رقيق باشد تيرگى اندر آرد و رسوب نكند يا بقوام رقيق باشد