تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
الجنب مثلا بسرفه رطوبتى پديد آيد بقوام معتدل و بلون سپيد و اندكى بزردى زند و به آسانى برآيد و اگر بر آتش افتد ، بوى آن ناخوش نباشد . و اگر بقوام غليظ باشد يا رقيق و بلون سياه يا به سبزى گرايد و ناخوش بوى باشد ، نشان عفونت و تباهى باشد . و اگر هيچ برنيايد ، نشان خامى و دورى باشد از نضج و نشان عجز قوّت .

باب دوم از جزو دوم از گفتار چهاردهم از بخش اول اندر منفعت نضج و احوال آن

خطر و خوف اندر بيمارى پيش از پديد آمدن نضج حقيقى باشد و هرگاه كه نضج پديد آيد ، بيمارى اندر نقصان افتد و خطر بگذرد ، مگر اندر تدبير علاج خطايى رود . و اگرچه نضج نشان سلامت باشد ، پديد نابودن نضج ، نشان هلاكت نيست ، از بهر آنكه بسيار بيماريهاست كه دراز گردد و به تحليل دفع شود و اعتماد بر قوت باشد ، اگر قوت بر جاى باشد ، و اگر قوت ضعيف باشد ، با خطر باشد . و حال خداوند تب ، همچون حال عضوى باشد كه در وى آماس بود كه بخواهد پخت ، و چنان كه درد آماس آن روز صعب‌تر باشد كه پخته مىشود ، تب نيز آن روز گرم‌تر باشد كه مادت آن پخته گردد ، هرگاه كه پخته شد ، تبها كه از پس آن پديد آيد ، آهسته آيد . پس منفعت نضج آنست كه غايت قوت بيمارى تا بوقت پديد آمدن نضج ، بيش نباشد . و از بهر آنكه حال تب و حال ماده تب ، همچون حال آماس است كه پخته خواهد شد ، تا اندر آماس ، ريم سپيد و هموار پديد نيايد ، پخته نباشد ، اندر تب نيز تا در بن شيشه ، رسوب سپيد و هموار پديد نيايد ، ماده اندر رگها پخته نباشد . و از پس نضج ، امنى از خطر بيمارى به اندازه اثر نضج باشد . و اگرچه بيمارى صعب باشد و علامتها پديد مىآيد ، اگر يك علامت قبل از اثر نضج پديد آيد ، بدان مقدار نقصان قوت بيمارى ظاهر گردد . و هرگز نشان نضج حقيقى با نشانهاء مرگ به يك جا نباشد ، لكن اندر بعضى بيماريها نشان نضج حقيقى با نشان خطرناك به يك جا افتد ، و بدان مقدار كه نشان نضج باشد ، خطر كمتر باشد .