نطفه هم بدين طريق پرورده شود .
و از بهر آنكه تندرستى زنان اندر آنست كه حيض ايشان بوقت و به اندازه برود و اخلاط بد از تن ايشان بدين طريق پاك شود ، هرگاه كه آبستنى از پس پاكى اتفاق افتد ، قياس آنست كه فرزند در بيشتر حالتها تندرست و خوشخوى باشد ، و آفت آبله كمتر رسد ، از بهر آنكه رحم از مادتهاء بد ، پاك شده باشد ، و مدد پرورش فرزند از غذاء پاكيزه باشد .
و هرگاه كه فرزند بزرگتر شود و آن غذا كه اندر رحم همى ماند او را تمام نباشد ، از بهر طلب غذا بجنبد و پيوندها كه بدان با رحم پيوسته است ، گسسته شود .
و هرگاه كه پيوندها گسسته شود ، بيش نتواند بود ، راه بيرون آمدن جويد بالهام ايزد جل جلاله .
و زادن و سبب آن اين است و شرح پروردن فرزند و كيفيت احوال آن ، اندر كتاب ذخيره خوارزمشاهى ياد كرده آمده است . بتوفيق بارى عز شأنه .
باب سيم از گفتار سيزدهم از بخش اول اندر سبب آنك بچه كه بهفت ماه زايد تندرست باشد و بقا يابد و آنك بهشت ماه آيد ، بميرد يا مرده زايد يا زود بميرد
ببايد دانست كه نطفه اندر كمابيش چهل روز ، جنين گردد و بچه را كه اندر شكم مادر باشد ، بتازى جنين گويند . اما آنچه زودتر جنين گردد ، اندر سى و پنج روز باشد و آنچه ديرتر ، اندر چهل و پنج روز ، آنچه ، اندر سى و پنج روز جنين گردد از پس هفتاد روز بجنبد و آنچه اندر چهل و پنج روز جنين گردد ، از پس نود روز جنبد .
على الجمله هرگاه كه مدت آن روزگار كه اندر وى جنين گردد ، مضاعف شود ، جنبيدن آغاز كند . و هرگاه كه مدت جنبيدن سه بار گردد ، وقت زادن باشد .
برين قياس اين حساب واجب كند كه آنچه در مدت هفتاد روز جنبد ، از پس دويست و ده روز زايد كه هفت ماه تمام باشد ، لكن اندر حساب كموبيش بسيار افتد و شرح و تحقيق و تفصيل ، در كتاب ذخيره ياد كرده آمده است ز آنجا برخواند . و الله اعلم .