تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و حركت اختيارى باشد . و مرگ ، باطل شدن قوت حيوانى و حرارت غريزى است و باطل شدن ادراك و حركت بدان سبب . و سبب باطل شدن قوت حيوانى و حرارت غريزى دو نوع است : يكى ، انواع سوء المزاج ، ديگر تركيب حيوانى بر كسى پايدار نيست و مادتها همه اثرپذير و تباه‌شونده است ، بلكه اندر يك‌ديگر اثركننده‌اند و از يك‌ديگر اثرپذيرنده ، چنان كه معلوم است . اما آنچ از جهت سوء المزاج است چنانست كه انواع سوء المزاج كه بر عضوى غالب گردد ، فعل آن عضو باطل كند ، پس هرگاه كه سوء المزاج سرد بر دل غالب گردد و خون دل بفسراند و حرارت غريزى باطل شود ، چنان كه باد و دمه و سرماء سخت ، حيوان را هلاك كند . و سوء المزاج گرم مفرط ، روح را ضعيف كند و بسوزاند . و معنى ضعيف گردانيدن و بسوزانيدن آنست كه قوت حرارت ، همه چيزها لطيف كند و اتصال اجزاء آن را مستعد قبول پراكندن و متلاشى شدن گرداند تا بدان سبب باطل گردد . و سوء المزاج خشك بافراط ، مدد روح را منقطع كند و سوء المزاج‌تر بافراط ، سبب غلبهء سوء المزاج سرد شود ، از بهر آنكه سردى ، تبع ترى است و سردى و ترى ضد حرارت است . و اندر امراض حاده ، سوء المزاج دل ، زودتر بافراط گرايد ، بدان سبب بيمارى دراز نگردد . اما آنچ از جهت تركيب مادتها است ، آنست كه مادتها هميشه اندر تحليل است و ممكن نيست كه تن حيوان را از تحليل نگاه توان داشت تا هميشه بدل آنچه به تحليل از تن او خرج مىشود ، همچندان و هم آن باز توان آورد . بدين سبب بضرورت ، مادت پايدارى او منقطع گردد . و معلوم گشته است كه مزاج جوانى ، معتدل‌تر از مزاج همه عمر باشد ، و از پس سالهاء جوانى گرمى نقصان گيرد تا چون بكهولت رسد ، گرمى و ترى ، بسيار نقصان گرفته باشد ، و اندر پيرى گرمى و ترى اصلى ، سخت اندك شده باشد و روى در نقصان دارد تا هيچ نماند ، و اين نقصان ضرورتى است ، از بهر آنكه مادهء گرمى ، ترى است ، چنان كه مادهء فروغ چراغ ، روغن است ، پس از بهر آنكه ترى اصلى هميشه نقصان مىپذيرد ، حرارت اصلى همچنان نقصان مىگيرد . و اسباب نقصان ترى اصلى ، بسيار است ، لختى حركتها و كارها و رنجها مىگدازد و تحليل