تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
الم ، پانزده نوع است : يكى ، خارش است و سبب آن خلطى باشد شور و يا تيز . و خارش كه از خلط تيز تولد كند ، سوزان‌تر باشد . و ببايد دانست كه الم ، يافتن آگاهى است از حال ناموافق ، و لذّت ، آگاهى است از حالى موافق . و سبب آگاهى ازين دو حال آنست كه هريك به يك بار به تن مردم رسد . و خارش ، الم است كه از خلط شور يا تيز تولد كند ، و چون مردم خويشتن را بخارد ، مسام گشاده شود و خلط تحليل پذيرد و بسبب تحليل ، الم خارش ، زايل شدن گيرد ، بدين سبب ، لذت يافته مىشود . از بهر آنكه تحليل ، حالى موافق است و به هر جزوى كه تحليل مىكند ، لذتى يافته مىشود ، پس لذت خارش ، آگاهى است از حال موافق ، و آن حال تحليل خلط بد است كه سبب خارش است . نوع دوم ، المى است كه گويى چيزى درشت ، بدان مىرسد و بتازى آن را خشونت گويند و سبب ، خلطى تيز باشد يا چيزى غريب چون ريگ كه اندر گرده باشد و به مجرى بول فرود آيد . نوع سوم ، المى است خلنده و بتازى نخس گويند و سبب آن هم تفرق الاتصال باشد بسبب ماده افزونى كه غشاء عضوى را از هم بكشد . نوع چهارم ، المى است كه گويى اين موضع را مىفشارد و بتازى ضاغط گويند و سبب آن خلط بسيار باشد يا باد بسيار كه در عضوى جمع شود و جايگاه بر عروق و اجزاء عضو تنگ كند و درهم فشارد . نوع پنجم ، المى است كه گويى آن عضو را و اجزاى آن را مىكشند و بتازى تمدّد گويند و سبب هم بسيارى خلط يا بسيارى ماده باشد كه آن عضله را از هم بكشد . نوع ششم ، گويى اجزاى آن عضو از هم باز مىشود و بتازى منفسخ گويند و سبب آن مادتى باشد اندر ميان اجزاء عضله و ميان گوشت و غشاء او ، و غشاء او عضلها را از هم باز مىكند . نوع هفتم ، گويى ضعفى اندر آن موضع پديد مىآيد و بتازى مرّخى گويند و سبب آن مادتى باشد اندر ميان گوشت عضله ، به وتر عضله و عصب و غشاء او نارسيده . و اين المى باشد ، نرم و آهسته از بهر آنكه در عضوى نرم است ، چه از اجزاء اندامهاء مركب ، گوشت عضله نرم‌تر است . نوع هشتم ، گويى آن عضو را مىشكند و بتازى تكسّر گويند ، سبب آن ماده‌يى باشد يا بادى اندر ميان استخوان و غشاى او يا سرمايى كه بغشاء استخوان رسد