دوم ، چيزهاء چرب و نرم ، چون مسكه و روغن گاو و پنير .
سوم ، شيرينيها ، چون فانيد و شكر و مويز و انجير و بادام و مانند آن . و الله اعلم .
باب نهم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر سببهاء درشتىآورنده
اسباب درشتى ، پنج نوع است :
يكى ، داروهاى قابض چون هليله و خرنوب و مانند آن .
دوم ، غذاهاء زداينده و تيز چون انگبين و سركه و خردل و جمله ترشيها .
سوم ، هواء سرد و داروهاء سرد .
چهارم ، دود و گرد .
پنجم ، غذاهاء درشت چون ارزن و بلوط .
باب دهم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر اسباب تُخَمه و امتلا
اسباب تخمه و امتلا ، پنج نوع است :
يكى ، بسيار خوردن طعام و شراب ، از بهر آنكه بسيارى آب اندر تن ترى فزايد ، فزون از آنكه تن را بدان حاجت بود تا قوت هاضمه از هضم آن ، عاجز آيد و بدان سبب ، تخمه و امتلا حاصل شود .
دوم ، گرمابه پيش از طعام يا پس از طعام تا بدان سبب ، تصرف طبيعت اندر طعام ، تباه گردد و طعام ، ناگواريده باندامها كشيده شود و امتلا تولد كند .
سوم ، به كار ناداشتن سببهاى تحليلكننده چون استفراغ و رياضت و مانند آن .
چهارم ، ترتيب بد اندر طعام خوردن .
پنجم ، ضعيفى قوت هاضمه و دافعه .
باب يازدهم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر اسباب ضعيفى اندامها
ببايد دانست كه از بهر آنكه معلوم شده است كه فعلهاء اندامها طبيعى و اختيارى همه بقوتها و ليفهاء عصبها است و به بافتگى و محكمى نهاد آن ، پس قوت مطلق آنست كه بافتگى و نهاد آن محكم باشد .
و ضعف مطلق ، آنكه بافتگى و نهاد آن سست گردد ، از بهر آنكه معلوم شدست كه قوت جاذبه از قوت ليفها حاصل آيد كه از درازا نهادست و ماسكه از ليفها كه بوريب نهادست و دافعه از ليفها كه از پهنا نهادست . و معلوم شدست كه اين ليفها