باب دوم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر سببها كه تن را گرم كند
سببها كه تن را گرم كند ، يازده است ، ده سبب از آن جمله تن را گرم كند گرمكردنى طبيعى ، و يك سبب سوزاننده است و گرمكننده ناطبيعى .
اما آنچه گرم طبيعى كند :
اول طعام و شراب معتدل است بمزاج و به مقدار .
دوم ، حركت و رياضت معتدل .
سوم ، ضمادها و طلاهاء معتدل و محجمه بر نهادن و خون بيرون ناكردن .
چهارم ، گرمابه معتدل .
پنجم ، خواب و بيدارى معتدل .
ششم ، خشم معتدل .
هفتم ، شادى معتدل .
هشتم ، ماليدن معتدل .
نهم ، دارو معتدل .
دهم ، اندر آب سرد نشستن ، چنان كه بايد و آن وقت كه باشد .
و سبب گرمكننده ناطبيعى ، عفونت است و اين چنان باشد كه حرارتى غريب اندر رطوبتى اثر كند و آن را از مانندگى مزاج تن بگرداند ، اجزاء رقيق را به تحليل خرج كند و باقى را غليظ كند و بسوزاند ، اين را عفونت احتراقى گويند . و باشد نيز كه اجزاء رقيق خرج نكند ، لكن گرم كند و بجوشاند و عفن گرداند .
و گرم كردن طبيعى چنان باشد كه حرارت غريزى اندر رطوبت اثر كند و آن را از اعتدال بيرون نبرد .
باب سيم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر سببها كه تن را سرد كند
سببها كه تن را سرد كند ، پانزده است :
يكى ، حركت و رياضت بافراط ، از بهر آنكه حرارت به تحليل خرج شود .
دوم ، حركت و رياضت ناكردن و حرارت را ناجنبانيدن تا همچون فرو مرده بماند .
سوم ، بسيار خوردن طعام و شراب و ناگواريدن و رطوبتها تولد كردن .
چهارم ، غذا نايافتن و ماده حرارت غريزى گسسته شدن بدان سبب .
پنجم ، به كار داشتن طعام و شراب و داروهاء سرد .
ششم ، هوا سخت گرم شدن و ضمادهاء گرم و غسل كردن به آبهاء گرم تحليل كننده .
هفتم ، غسل كردن به آبهاء قابض كه مسام را ببندد و پوست را كثيف كند و حرارت غريزى بدان خبه شود و فروميرد .
هشتم ، ضمادهاء سرد بفعل و قوت .