تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

باب دوم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر سببها كه تن را گرم كند

سببها كه تن را گرم كند ، يازده است ، ده سبب از آن جمله تن را گرم كند گرم‌كردنى طبيعى ، و يك سبب سوزاننده است و گرم‌كننده ناطبيعى . اما آنچه گرم طبيعى كند : اول طعام و شراب معتدل است بمزاج و به مقدار . دوم ، حركت و رياضت معتدل . سوم ، ضمادها و طلاهاء معتدل و محجمه بر نهادن و خون بيرون ناكردن . چهارم ، گرمابه معتدل . پنجم ، خواب و بيدارى معتدل . ششم ، خشم معتدل . هفتم ، شادى معتدل . هشتم ، ماليدن معتدل . نهم ، دارو معتدل . دهم ، اندر آب سرد نشستن ، چنان كه بايد و آن وقت كه باشد . و سبب گرم‌كننده ناطبيعى ، عفونت است و اين چنان باشد كه حرارتى غريب اندر رطوبتى اثر كند و آن را از مانندگى مزاج تن بگرداند ، اجزاء رقيق را به تحليل خرج كند و باقى را غليظ كند و بسوزاند ، اين را عفونت احتراقى گويند . و باشد نيز كه اجزاء رقيق خرج نكند ، لكن گرم كند و بجوشاند و عفن گرداند . و گرم كردن طبيعى چنان باشد كه حرارت غريزى اندر رطوبت اثر كند و آن را از اعتدال بيرون نبرد .

باب سيم از گفتار دوازدهم از بخش اول اندر سببها كه تن را سرد كند

سببها كه تن را سرد كند ، پانزده است : يكى ، حركت و رياضت بافراط ، از بهر آنكه حرارت به تحليل خرج شود . دوم ، حركت و رياضت ناكردن و حرارت را ناجنبانيدن تا همچون فرو مرده بماند . سوم ، بسيار خوردن طعام و شراب و ناگواريدن و رطوبتها تولد كردن . چهارم ، غذا نايافتن و ماده حرارت غريزى گسسته شدن بدان سبب . پنجم ، به كار داشتن طعام و شراب و داروهاء سرد . ششم ، هوا سخت گرم شدن و ضمادهاء گرم و غسل كردن به آبهاء گرم تحليل كننده . هفتم ، غسل كردن به آبهاء قابض كه مسام را ببندد و پوست را كثيف كند و حرارت غريزى بدان خبه شود و فروميرد . هشتم ، ضمادهاء سرد بفعل و قوت .