بيمارى پخته شد .
و نفث بسيار ، نشان پختگى باشد ، خاصه اگر به آسانى و سرفهء اندك برآيد و بيمار از آن راحت يابد .
و اگر بيمار از آن راحت نيابد ، نشان بسيارى ماده باشد و نشان آنكه هر وقتى نزله تازه مىگردد . و الله اعلم بالصواب .
باب دوم از گفتار يازدهم از بخش اول اندر رنگهاى نفث
سپيدى ، يا نشان خامى باشد يا نشان آنكه ماده بلغمى است و فرق آنست كه خام بدشوارى برآيد و پخته به آسانى . و زردى ، نشان نزله صفرايى باشد ، و سبزى و تيرگى ، يا نشان سوختگى ماده باشد يا نشان باطل شدن حرارت غريزى ، و سياهى و كبودى ، هم نشان اين دو حال باشد و فرق بعلامتهاء سردى و گرمى پديد آيد .
و نفث سرخ ، نشان غلبه خون باشد يا نشان طرقيدن رگى كه اندر آلتهاء دم زدن باشد .
و آلودگى سپيدى بسرخى ، نشان بيمارى سل باشد .
باب سيم از گفتار يازدهم از بخش اول اندر طعم و بوى نفث
نفث شيرين ، يا نشان غلبه خون باشد يا نشان بلغم طبيعى ، و فرق ميان هر دو ، بلون باشد .
نفث بىطعم ، نشان بلغم معتدل باشد . نفث شور ، نشان بلغم گرم باشد و آنچه از شور در گذرد و تيز باشد ، سوختگى و غايت حرارت باشد .
و ترشى ، نشان حرارتى ضعيف باشد . نفث گنده و ناخوش مژه ، نشان عفونت باشد . هو اعلم .
باب چهارم از گفتار يازدهم از بخش اول اندر شكل و قوام نفث
نفث رقيق ، نشان خامى باشد ، لكن نشان آغاز نضج باشد ، و غليظ ، نشان خامى و ديرپختگى باشد ، و معتدل ، نشان پختگى باشد .
نفث گرد ، نشان آن باشد كه ماده غليظ اندر قصبه شش است و حرارتى عظيم ، رطوبت آن را نشف مىكند و اندر مسافت برآمدن ، گرد مىشود .
بقراط مىگويد نفث بصاقى از كسى كه او را تب نباشد ، نشان ذبول باشد و مىگويد بسيار ديدم كه بيمارى از پس نفث