گرد ، بسل بازگشت و مىگويد اگر با نفث گرد ، تب باشد و علامتى اندك از علامتهاء اختلاط يابند ، زود باشد كه اختلاط ، پديد آيد . و الله اعلم .
باب پنجم از گفتار يازدهم اندر زودى و ديرى و آسانى و دشوارى نفث
زودى و آسانى نفث ، نشان سلامتى و قوت طبيعت باشد ، و ديرى و دشوارى ، نشان خامى و ضعف و عجز طبيعت باشد . و الله اعلم بالصواب .
گفتار دوازدهم از بخش اول از كتاب الاغراض الطبية اندر شناختن اسباب و احوالى كه اندر تن پديد آيد و هر يك سبب حالى باشد ، طبيعى و ناطبيعى و اين گفتار شانزده باب است
باب اول از گفتار دوازدهم اندر شناختن اجناس سببها و انواع آن
سببها ، احوالى است كه طبيب نخست آن را جويد و تدبير زايل كردن آن كند تا آنچه از هريك تولد كرده باشد ، زايل گردد ، از بهر آنكه سبب را چيزى گويند كه نخست آن چيز باشد و به تبع آن اندر تن ، حالى نو غير از آن پديد آيد .
و از جمله سببها چيزهايى است كه هرگاه كه چنان باشد كه بايد و چندانكه بايد و آنوقت كه بايد ، سبب تندرستى باشد ، و هرگاه كه بر خلاف اين باشد ، سبب بيمارى گردد .
و اين سببها را طبيبان ، الاسباب الستّه گويند : يكى ، هوا است ، دوم ، چيزهاء خوردنى و آشاميدنى ، سوم ، خواب و بيدارى ، چهارم ، حركت و سكون ، پنجم ، استفراغها و احتقان ، ششم ، اعراض نفسانى .
و احوال اين سببها اندر تدبير حفظ الصحه ياد كرده آيد ، ان شاء اللّه عز و جل .
و از جمله اين سببها سه نوع است ، يكى اتفاق وجود آن بر وجهى ديگر است و بدان سبب نام هريكى نامى خاصتر است و تدبير ازالت آن بر وجهى ديگرست خاصهتر :
يكى را بتازى الاسباب السابقه گويند .
دوم ، الاسباب الواصله گويند .
سيم الاسباب الباديه گويند .
اما مثال سابقه ، امتلاء تن است از اخلاط