تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

باب دوم گفتار دهم از بخش اول اندر بسيارى و اندكى عرق

اسباب بسيارى عرق ، يا بسيارى رطوبت است يا رقيقى رطوبت يا گشادگى مسام يا قوت دفع دافعه يا ضعف قوت ماسكه . و فرق ميان آنچه از قوت دفع دافعه باشد و آنچه از ضعف ماسكه باشد ، آنست كه دفع دافعه از امتلا باشد و سودمند باشد ، چه اندر تندرستى و چه اندر بيمارى ، خاصه آنچه روز بحران اتفاق افتد و بيمارى سبك‌تر شود ، و آنچه از ضعف ماسكه باشد ، ضعف آرد . و عرق بسيار اندر تندرستى ، بىسببى ظاهر نشان آن باشد كه طعام بيش از آن مىخورد كه قوت برمىتابد و اگر بسيار نمىخورد ، نشان حاجتمندى باشد باستفراغ . و بسيارى فضول اندر تن و بسيارى عرق باسهال گر بادرار بول گر باستفراغى ديگر ، سخت بد باشد . و اسباب اندكى عرق ، يا اندكى رطوبت است يا خامى خلط يا بستگى مسام يا ضعيفى قوت دافعه ، و عرق اندك با علامت امتلاء ، بد باشد . و هر گاه كه عرق جز از سر و گردن و سينه نيايد ، نشان ضعف قوت حيوانى باشد يا نشان آنكه ضعيف خواهد شد ، خاصه اندر تب حاده و تب محرقه و خاصه اگر عرق سرد باشد . و عرق طبيعى سه نوع است : يكى آنكه سبب قوت دافعه باشد ، چون عرق بحرانى . دوم آنكه سبب آن حركت و رياضت باشد . سوم آنكه سبب آن هواء گرم باشد ، چون عرق تابستان و عرق گرمابه . و عرق ناطبيعى پنج نوع است : يكى آنكه سبب آن گدازش اندامها باشد . دوم آنكه از سبب ضعف ماسكه باشد . سوم آنكه سبب آن رياضت بافراط باشد . چهارم آنكه سبب آن گرما بافراط باشد . پنجم آنكه سبب آن صعوبت بيمارى باشد و نه اندر روز بحران باشد . و اين انواع را ناطبيعى از بهر آن گويند كه رطوبتهاء طبيعى اندر وى خرج شود . و آنكه از افراط امتلا باشد ، هم ناطبيعى باشد ، از بهر آنكه نه از قوت دفع دافعه باشد ، لكن از عاجزى و گران‌بارى قوت باشد از نگاه داشتن آن و از پزانيدن . و بسيارى عرق از يك عضو ، نشان بسيارى ماده باشد اندر آن عضو .