تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

باب اول از گفتار نهم از بخش اول اندر بسيارى و اندكى ثفل

اما سبب بسيارى ثفل دو نوع است ، يا ضعيفى قوت غاذيه يا فرود آمدن اخلاط بجانب رودها . و نشان ضعيفى قوت غاذيه ، كاهش تن است و لاغرى و ضعيفى . و نشان فرود آمدن اخلاط بجانب رودها آنست كه ثفل با اخلاط آميخته باشد ، اگر با بلغم آميخته باشد ، نشان بسيارى بلغم باشد اندر معده ، و اگر با صفرا آميخته باشد ، نشان بسيارى تولد صفرا باشد اندر جگر ، و اگر با سودا آميخته باشد ، نشان بسيارى تولد سودا باشد يا نشان ضعيفى سپرز و ناكشيدن سودا را بسوى خويش يا نضج ماده سودايى . و نشان نضج آنست كه از پس بيماريها ، سودايى پديد آيد و بيماريها بدان زايل مىشود . و اگر همچون غسالهء گوشت باشد ، نشان آن باشد كه جگر ضعيف است ، و اگر اندر ثفل پارهاء خون سياه باشد نشان سدّه باشد اندر رگها و كمتر گذشتن خون اندر رگ . و اگر اندر ثفل ، چيزى لزج باشد از آن نوع كه بر روى رودها اندودست ، نشان گذشتن طعامى يا خلطى تيز باشد كه روده را مىرندد . و اسباب اندكى ثفل سه نوع است : يكى ، سدّه است كه اندر مجرى صفرا افتد كه صفرا بدان مجرى بروده فرود آيد از بهر مصلحتى كه ياد كرده آمدست . دوم ، تولد كرم اندر رودها و خرج شدن ثفل بغذاء ايشان . سيم ، قوت جگر اندر كشيدن كيلوس بخويشتن و آن را خون گردانيدن . و ببايد دانست كه ثفل طعام فضله است كه تن را بدان حاجت نيست . و باز آمدن آن اندر روده اعور و قولون ، نشان ضعف قوت دافعه باشد و زيان‌كار باشد . و نيز ببايد دانست كه غذاهاى لطيف زودتر هضم شود و خون گردد و ثفل آن كمتر باشد ، و غذاء غليظ كه از وى ثفل تولد كند ، خون كمتر تواند بود ، ثفل آن بيشتر باشد . و غذاها كه ميان اين و آن باشد ، ثفل باندازهء آن باشد ، پس هرگاه كه ثفل كمتر يا بيشتر باشد ، اين معنى ببايد جست .

باب دوم از گفتار نهم از بخش اول اندر ترى و خشكى ثفل

سبب ترى ثفل آنست كه ترى و لطافت كيلوس بجگر نمىرسد و با ثفل بروده فرو مىآيد و سبب آن