باب اول از گفتار نهم از بخش اول اندر بسيارى و اندكى ثفل
اما سبب بسيارى ثفل دو نوع است ، يا ضعيفى قوت غاذيه يا فرود آمدن اخلاط بجانب رودها . و نشان ضعيفى قوت غاذيه ، كاهش تن است و لاغرى و ضعيفى . و نشان فرود آمدن اخلاط بجانب رودها آنست كه ثفل با اخلاط آميخته باشد ، اگر با بلغم آميخته باشد ، نشان بسيارى بلغم باشد اندر معده ، و اگر با صفرا آميخته باشد ، نشان بسيارى تولد صفرا باشد اندر جگر ، و اگر با سودا آميخته باشد ، نشان بسيارى تولد سودا باشد يا نشان ضعيفى سپرز و ناكشيدن سودا را بسوى خويش يا نضج ماده سودايى .
و نشان نضج آنست كه از پس بيماريها ، سودايى پديد آيد و بيماريها بدان زايل مىشود .
و اگر همچون غسالهء گوشت باشد ، نشان آن باشد كه جگر ضعيف است ، و اگر اندر ثفل پارهاء خون سياه باشد نشان سدّه باشد اندر رگها و كمتر گذشتن خون اندر رگ .
و اگر اندر ثفل ، چيزى لزج باشد از آن نوع كه بر روى رودها اندودست ، نشان گذشتن طعامى يا خلطى تيز باشد كه روده را مىرندد .
و اسباب اندكى ثفل سه نوع است :
يكى ، سدّه است كه اندر مجرى صفرا افتد كه صفرا بدان مجرى بروده فرود آيد از بهر مصلحتى كه ياد كرده آمدست .
دوم ، تولد كرم اندر رودها و خرج شدن ثفل بغذاء ايشان .
سيم ، قوت جگر اندر كشيدن كيلوس بخويشتن و آن را خون گردانيدن .
و ببايد دانست كه ثفل طعام فضله است كه تن را بدان حاجت نيست . و باز آمدن آن اندر روده اعور و قولون ، نشان ضعف قوت دافعه باشد و زيانكار باشد .
و نيز ببايد دانست كه غذاهاى لطيف زودتر هضم شود و خون گردد و ثفل آن كمتر باشد ، و غذاء غليظ كه از وى ثفل تولد كند ، خون كمتر تواند بود ، ثفل آن بيشتر باشد .
و غذاها كه ميان اين و آن باشد ، ثفل باندازهء آن باشد ، پس هرگاه كه ثفل كمتر يا بيشتر باشد ، اين معنى ببايد جست .
باب دوم از گفتار نهم از بخش اول اندر ترى و خشكى ثفل
سبب ترى ثفل آنست كه ترى و لطافت كيلوس بجگر نمىرسد و با ثفل بروده فرو مىآيد و سبب آن