بيمارى ، سودايى باشد .
و غمامهء سياه و رسوب سياه ، نشان افراط حرارت باشد ، يا نشان فرو مردن غريزت و افراط برودت .
و رسوب سبز ، مقدمهء رسوب سياه باشد .
رسوب آسمانگون نشان سردى مزاج باشد .
رسوب سرخ ، نشان غلبهء خون باشد و نشان تخمه و خامى مادت و بدين سبب نشان درازى بيمارى باشد ، لكن بيشتر با سلامت باشد .
و رسوب زيتى ، نشان سل باشد و اللّه اعلم .
باب شانزدهم از گفتار هشتم از بخش اول اندر دلايل قوام رسوب
دلايل قوام رسوب اندر همه بابهاء ديگر ياد كرده آمده است خاصه اندر فرق ميان رسوب نيك و بد و الله اعلم بالصواب .
باب هفدهم از گفتار هشتم اندر دلالات روز پديد آمدن رسوب اندر بحران
هرگاه كه روز چهارم ، غمامهء سرخ پديد آيد ، اندر هفتم بحران كند و اگر باز پستر ، پديد آيد ، بحران روز چهاردهم كند يا بيست و يكم .
و اگر روز چهلم ، رسوب سبز پديد آيد ، نشان آن باشد كه بحران نخواهد كرد و بيمارى به تحليل زايل خواهد شد .
و اگر روز ششم رسوبى نيك ، پديد آيد ، روز هشتم ، بحران كند .
و اگر غمامه يا رسوب متعلّق اندر اول بيمارى پديد آيد و همچنان بماند ، نشان بحران خراجى باشد .
باب هجدهم از گفتار هشتم از بخش اول اندر دلايل بوى بول
بوى ناكردن بول بيمار ، نشان سردى مزاج و خامى ماده باشد . و باشد كه نيز نشان باطل شدن غريزت باشد ، خاصه اندر بيمارى حاده .
بول گنده پس از نضج ، نشان جرب و قرحهء آلات بول باشد يا نشان عفونت ماده بيمارى باشد از اندرون رگها .
بوى تيز و گنده اندر بيمارى و اندر ناقهى نشان افراط حرارت باشد .
و بوى بول ترش ، نشان مستولى شدن حرارت باشد بر اخلاط