و مس و غير آن سوهان كنند و با آهن سوهان كرده ، بياميزند ، خاصيت مغناطيس تعلق به آهن دارد و جز آن را جذب نكند .
همچنين خاصيت گرده تعلق بجذب آن آب دارد ، تا آن را بىممانعت و مجاذبت قوتهاء ديگر جذب كند .
باب دوم از گفتار هشتم از بخش اول اندر آنك آب كى بايد گرفت و كى عرضه بايد كرد
آب را بر طبيب عرضه كنند ، نخستين آب بايد كه مردم پس از آنكه تمامترين خوابى يافته باشند ، بخواهند ريخت و پيش از آن بايد گرفت كه بيمار شربتى يا غذايى خورد ، از بهر آنكه حرارت غريزى روى بدان آرد و رنگ آب كمتر شود .
و آن شب كه بامداد ، دليل عرضه خواهند كرد ، شام كه عادت است نبايد خورد و نه آب و نه چيزى كه رنگ آب بگرداند ، چون سبزيها و زعفران و آبكامه و خيار شنبر .
و صبر و حنا كه بر دست و پاى نهند ، رنگ آب بگرداند بخاصيت .
و گرسنگى و خشم و ماندگى آب را رنگين كند ، از بهر آنكه مزاج آب را گرم كند .
و بىخوابى ، آب را تيره كند و كمرنگ كند ، از بهر آنكه اندر بىخوابى ، طعام نيك هضم نيابد و كيموس خام تولد كند و آب از كيموس خام بازگشته باشد ، اثر تيرگى و خامى با وى باشد .
و از پس جماع آب چرب شود و ثفل سپيد بر شكل رشته در وى باشد ، بدين سبب از پس اين احوال بر دليل اعتماد نباشد .
و حيض و نفاس نيز رنگ آب بگرداند .
و آب از پس يك ساعت عرضه بايد كرد تا آنچه بر سر آب خواهد آمد ، برآيد و آنچه رسوب خواهد كرد ، بكند . و پيش از آنكه عرضه كند ، شيشه را ساكن بايد داشت و بروشنايى هوا ، عرضه بايد كرد و از آفتاب دور بايد ، از بهر آنكه آفتاب اندر آب ، خيال شيشه همچون سحابى نمايد . و از پس شش ساعت ، آب عرضه نبايد كرد ، از بهر آنكه لون او و قوام او بگرديده باشد .
و شيشه ، سپيد بايد و صافى و شسته و بزرگ بر شكل مثانه ، تا آب جمله در وى گرفته شود و بر آن شكل باز آيد كه اندر مثانه بوده باشد . و بوقت عرضه كردن ، شيشه بدست چپ بايد گرفت و از سايهء خويشتن دور بايد داشت ، تا هيچ خيالى غريب ننمايد .
باب سيم از گفتار هشتم از بخش اول اندر آنك طبيب را از آب ، چند چيز بايد جست
طبيب را از آب ، هفت چيز بايد جست : رنگ و قوام و روشنى و تيرگى و بسيارى و اندكى و ثفل