تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و نبض صرع ، آنجا كه ماده بلغمى باشد ، نبض متفاوت و بطى باشد و آنجا كه ماده سودايى باشد ، صلب و صغير باشد . نبض سكته ، موجى باشد .

باب بيستم از گفتار ششم از كتاب اول از اغراض اندر نبض انواع تبها

نبض حمى يوم ، ميل بعظيمى و تواتر دارد و اگر مختلف گردد ، منتظم باشد . پس اگر نبض نامنتظم گردد ، حمى يوم نباشد . نبض تب عفونى ، اندر اول نوبت فشرده باشد ، يعنى غاير و صغير و سريع و مختلف و اندر ميانه تب ، عظيم و قوى باشد . و نبض غبّ خالصه ، نخست ضعيف و صغير و متفاوت باشد ، پس نبض عظيم و سريع شود . نبض غبّ غير خالصه ، ضعيف و صغير و مختلف باشد ، و اندر ميانهء تب ، عظيم شود ، لكن به عظيمى خالصه نشود . نبض شطر الغب ، نخست بسبب گران‌بارى طبيعت ، سخت ، مختلف و فشرده باشد و اندر ميانه تب ، به عظيمى مايل گردد ، بسبب حاجت . نبض تب بلغمى ، نخست منخفض و ضعيف و صغير و متفاوت باشد ، پس متواتر و مختلف شود . نبض تب مطبقهء خونى ، ممتلى و نرم و عظيم و قوى باشد ، و باشد كه با عظيمى ، سريع شود بسبب حاجت و اگر خون عفن باشد ، عظيم و سريع و مختلف باشد . نبض ربع ، اگر ماده بلغمى باشد ، نرم و بطى و اگر صفرايى باشد ، سريع و متواتر باشد و اگر خونى باشد ، نرم و عظيم باشد و اگر سودايى باشد ، صلب و صغير باشد . تمام شد ، نصيب اين كتاب از علم نبض .

گفتار هفتم از بخش اول از كتاب اغراض اندر دم زدن و احوال آن و اين گفتار مفرد است بىباب

منفعت دم زدن همچون منفعت نبض باشد و حالهاء دل و تن و حال قوتها و حال روح بسبب حالهاء دم زدن بگردد ، همچنانكه حال دم زدن بسبب حالهاء دل و تن و روح بگردد . بدين سبب احوال دم زدن همچون احوال نبض ، نشان‌دهنده است از احوال دل و روح و احوال تن . و اسباب دم زدن ، همچون اسباب ماسكه نبض ، سه است ، فاعل و آلت و حاجت . اما فاعل ، قوت حيوانى است ، و آلت قصبهء حلق است ، و حاجت نسيم هواى خوش بسوى دل كشيدن و هواء دودناك