تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و اندر شيشه زود از اخلاط جدا گردد نشان آن باشد كه منفذهاء گرده فراخ شده است . و اما اسباب سرخى آب : يكى درد صعب است ، چنان كه اندر قولنج سرد ، بسبب صعبى درد ، جگر گرم شود و صفرا تولد كند ، آب رنگين شود . سبب دوم ، سدّه است و آن چنان باشد كه از منفذى كه ميان روده و جگر است صفرا اندر آن منفذ از جگر بروده فرود آيد و بسبب آن سدّه آن صفرا به راه بول فرود آيد و بدان سبب ، قولنج سرد تولد كند . سبب سوم ، ضعيفى جگر و جدا ناكردن آب از خون ، چنان كه اندر استسقا باشد ، دليل سرخ و علت سرد . و اندر بيشترين بيماريهاى جگر ، آب همچون غساله گوشت باشد ، هم بسبب جدا ناشدن خون از آب . سبب چهارم ، سدّه كه اندر رگها افتد و رطوبتها اندر رگها بماند و عفن گردد و بسبب حرارت غريب ، سرخ شود . سبب پنجم ، قوت حرارت و غلبه صفرا . سبب ششم ، ضعيفى و عاجزى گرده از غذا گرفتن از آن‌قدر خون كه بصحبت آب به دو آيد ، از بهر غذاء او .

باب هشتم از گفتار هشتم از بخش اول اندر بول سياه و اسباب و دلالات آن

بول سياه و آنچه رسوب او سياه باشد و آنچه مدتى بر سياهى بماند و برنگ طبيعى باز نيايد ، سخت بد باشد . و رسوب سياه معلق ، اوميدوارترست از راسب . و آنچه بر سر آب بايستد ، اوميدوارتر از معلق باشد ، از بهر آنكه رسوب سياه ، ضدّ رسوب سپيد است ، احوال و قرارگاه اين ، ضدّ احوال و قرارگاه آن باشد . پس همچنانكه رسوب نيك راسب ، اوميدوارتر از معلق باشد و معلق اوميدوارتر از طافى ، رسوب سياه بر خلاف آن باشد . بول سياه هرچه اندك‌تر ، بيمارى خطرناك‌تر ، خاصه اگر بيمارى حاده باشد ، از بهر آنكه اندكى ، نشان نيستى رطوبت باشد ، و همچنين هرچه غليظتر باشد ، بدتر ، از بهر آنكه نشان خامى و عجز قوت باشد ، از پختن ماده و نشان عسرى علت . و خطرناك‌تر آن باشد كه در اول بيمارى سياه و غليظ باشد و آنچه در آخر بيمارى پديد آيد ، بيشتر بر سبيل بحران باشد . رسوب طافى سرخ بر سر بول سياه ، اندر بيمارى حاده نشان ورم دماغ و نزديكى مرگ باشد . ثفل معلق اندر بول سياه و رقيق و بوى تيز