تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
كفك و بوى . و ببايد دانست كه حال روشنى و تيرگى كه آب را است ، جز حال قوام است ، از بهر آنكه بسيار چيزها است كه قوام آن غليظ است ، لكن روشن است و شفاف ، چون سپيده خايه مرغ و صمغ و سندروس ، و بسيار چيزها است كه قوام آن رقيق است و تيره ، چون شير و آب تيره . و تيره آبى را گويند كه چيزى غريب با وى آميخته باشد نه از گوهر آن ، و شفافى از وى بستده .

باب چهارم از گفتار هشتم از بخش اول اندر عدد رنگهاى آب

از بهر آنكه اخلاط ، چهارست ، بلغم ، خون ، صفرا ، سودا ، رنگهاء اصلى آب را چهارست ، سپيد ، سرخ ، زرد ، سياه ، لكن در زير هر جنسى انواع بسيارست . اما سپيد ، چهار نوع است ، سپيدى همچون آب ، دوم همچون فقاع ، سوم همچون منى ، چهارم همچون شير . جنس زرد ، شش نوع است ، تبنى ، ترنجى ، اشقر ، نارنجى ، زعفرانى ، نارى . و جنس سرخ چهارست ، گل‌گونه است و بتازى وردى گويند ، و سرخ بغايت است و بتازى احمرقانى گويند ، و سرخى است كه بسياهى زند ، الاحمر الاقتم گويند ، و سرخى است همچون رنگ خون ، بىآنكه ز اندرون قرحه باشد ، يا رگى گشاده . جنس سياه دو نوع است ، يكى سياه مطلق ، ديگر سياهى است كه از زردى بسياهى زند ، چون آب يرقان . و اندر همه انواع ، كمابيشى بسيار افتد . و رنگهاء مركب ، بعضى از تركيب دو رنگ اصلى باشد و بعضى از تركيب سه رنگ يا چهار رنگ ، بدين سبب هر رنگى مركب را نامى خاصه نيست . و آنچه آن را نامى خاصه است ، اغبر است ، آسمان‌گون است ، كراثى است ، نيلى است ، مخاطى است ، نيلگون است ، ازرق است ، زنگارى است ، ارغوانى است ، رصاصى است ، غسالى است ، زيتى است و اين از زردى بسبزى گرايد . و لونى ديگرست ، سخت آميخته آن را وسخ گويند .

باب پنجم از گفتار هشتم از بخش اول اندر آب زرد و اسباب و دلالات آن

آب زرد ، نخستين درجه تبنى است و دليل اعتدالست و آهستگى حرارت . و ترنجى هم نزديك اعتدالست و اندكى ميل بگرمى دارد ، و آنجا كه ترنجى رقيق باشد ، رنگ او نشان نضج است و قوام نشان خامى . و آب نارى و رقيق هم نشان اين دو حال بود ، ليكن بر اثر آن زود ، سحابهء پديد