تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و مرتعش و مختلف و مضطرب ، بسبب اضطراب روح . و نبض غضب ، عظيم باشد و شاهق و سريع و متواتر ، بسبب آنكه غضب حرارت برفروزاند و در نبض غضب اختلاف نباشد ، لكن اگر غضب با خوف و خجالتى آميخته باشد يا تكلّف كند تا خشم بنشاند ، مختلف گردد بسبب احوال مختلف . و نبض لذت ، عظيم باشد از بهر آنكه لذت ، قوت را برفق بجنباند ، نه سرعت واجب كند و نه تواتر ، و از بهر آنكه حركت خالى نباشد ، اندر عظيمى فزايد و بس .

باب هفدهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض گرمابه و آبهاء سرد و گرم

اما اگر آب گرم استعمال كند ، نبض عظيم شود و قوى و نرم ، پس سريع شود يا متواتر ، بسبب حركت حرارت و بسبب حاجت . و اگر مقام بسيار كند و حرارت تحليل پذيرد ، نبض ضعيف و متفاوت باشد و بطى . و اگر آب سرد استعمال كند و سردى بقعر تن رسد ، نبض صغير و متفاوت و ضعيف و بطى گردد . و اگر ظاهر تن سرد شود و حرارت اندر باطن جمع شود ، نبض قوى و عظيم و سريع شود . و آبهاء معدنها ، آنچه خشك‌كننده است ، چون آب معدن شبّ و زاج ، نبض را صلب كند . و آنچه گرم‌كننده است ، چون آب معدن گوگرد ، نبض را سريع كند . اسبابى ديگر هست ، آن را الاسباب الخارجة من الطّبع گويند و آن انواع دردها و بيماريها است و هريك نبض را بگرداند .

باب هجدهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض دردها و آماسها از هر نوع

نبض درد ، سريع باشد و متواتر و اگر درد عظيم باشد و بىطاقت ، ضعيف و صغير شود و دودى و نملى . و سبب سرعت ، برجاى بودن قوت باشد و هرگاه كه درد بىطاقت شود ، قوت ضعيف شود و نبض ضعيف و صغير گردد . و نبض آماس گرم ، منشارى بود و مرتعش و سريع و متواتر ، از بهر آنكه آماس ، طرنجيدگى و كشيدگى رگ ، واجب كند و كشيدگى ، صلابت واجب كند ، و آماس و درد ، مجاهدت طبيعت واجب كند ، بدين سبب نبض ، منشارى و مرتعش