تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و سريع و متواتر باشد . نبض آماس صلب ، بسبب مجاهدت طبيعت ، منشارى باشد و هرچند كه آماس صلب‌تر ، نبض منشارىتر . و نبض آماس نرم ، موجى باشد بسبب ناطرنجيدگى و بسبب نرمى آلت . و نبض آماس سرد ، متفاوت باشد و بطى ، از بهر آنكه سوء المزاج سرد ، صلابت واجب كند و تمدّد ، و نبض بسبب تمدد ، بطى شود . و نبض آماس پخته ، موجى باشد ، از بهر آنكه هرگاه كه آماس پخته شود ، تمدد زايل گردد و آلت نرم شود و نرمى ، تموج واجب كند .

باب نوزدهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض بيماريهاء سر و احوال آن

نبض سرسام گرم ، صغير و ضعيف و فشارده باشد و صلب و با صلابت ، تموج كند . و هرگاه كه تب گرم شود ، عظيم و سريع و متواتر شود و با عظيمى و سرعت ، مختلف و مرتعش گردد . اما سبب صلابت ، آماس باشد از بهر آنكه آماس طرنجيدگى و تمدد واجب كند ، و تمدد صلابت واجب كند ، و با صلابت ، تموج كند . از بهر آنكه آماس اندر غشاء ليّن باشد كه مماس دماغ است و غشاء ليّن ، تموج واجب كند . و اندر ابتداء تب ، صغير و ضعيف باشد و فشرده بسبب حركت ماده تب و اندر ميانه كه تب گرم شود ، نبض بسبب فزونى حاجت ، عظيم و سريع و متواتر شود . و بسبب مجاهدت قوت و صلابت آلت ، مختلف و مرتعش گردد ، خاصه اگر قوت ، ميانه باشد ، و آنجا كه قوت ضعيف باشد ، ارتعاش ، مقدمه غشى باشد . نبض سرسام سرد ، بسبب سوء المزاج ، متفاوت باشد و بطى و بسبب ماده بلغمى ، موجى باشد ، و نفس نيز بسبب بسيارى بلغم ، تنگ شود . نبض صداع گرم ، سريع باشد و متواتر ، و نبض صداع سرد ، بسبب سوء المزاج سرد ، متفاوت و بطى باشد . نبض ديوانه ، بسبب ماده سودا و سوء المزاج خشك ، صلب و صغير باشد ، و نخست سريع و قوى باشد ، پس صلب و صغير و ضعيف شود . نبض عاشق ، نامنتظم باشد و هرگاه كه معشوق را ببيند يا آواز او شنود ، عظيم و معتدل گردد ، از جهت خوش آمدن ديدار او و شنيدن آواز و نام او . و نبض لقوه تمددى صلب باشد ، و نبض لقوه استرخايى متفاوت باشد . نبض فالج ، موجى باشد و ضعيف و متفاوت و بطى ، و اگر قوت ضعيف باشد ، نبض ضعيف و نامنتظم باشد .
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 134 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )