گويند ، از بهر آنكه هرگاه كه چنان به كار دارند كه بايد و چندانكه بايد و در آن وقت كه بايد ، سبب تندرستى باشد ، و هرگاه كه بر خلاف اين به كار دارند ، سبب بيمارى باشد . و اين سببها ، الاسباب السّته گويند .
و الاسباب السته ، حركت و سكون ، و طعام و شراب ، و هوا و مسكن ، و خواب و بيدارى ، و استفراغ و احتقان ، و اعراض نفسانى . و همچنانكه احوال تن مردم اندر درستى و بيمارى بدين اسباب بگردد ، نبض نيز بگردد و تغيير نبضها اكنون ياد كرده آيد .
باب دوازدهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض رياضت كردن
اندر رياضت معتدل ، نبض بتدريج قويتر و عظيمتر مىشود ، از بهر آنكه حرارت غريزى مىفروزد و قوت حيوانى قوىتر مىشود و اندر آخر رياضت ، سريع و متواتر شود ، از بهر آنكه حرارت تمام افروخته شود و حاجت فزوده .
و هرگاه كه رياضت از اعتدال بيرون شود ، نبض صغير و ضعيف گردد و اگر قوت سخت قوى نباشد ، سريع گردد . و سبب صغيرى و ضعف ، گشاده شدن مسام باشد بافراط و تحليل بسيار و مانده شدن قوت .
و اگر رياضت ، سخت بافراط باشد ، نبض دودى شود يا نملى و سبب آن بسيارى تحليل باشد و ماندگى قوت .
باب سيزدهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض خواب و بيدارى
احكام خواب ، مختلف است و نبض اندر اول خواب صغير و ضعيف شود و با صغيرى و ضعيفى يا متفاوت باشد يا بطى ، از بهر آنك حرارت غريزى اندر خواب بقعر تن بازگردد و بهضم غذا و پزانيدن فضلها مشغول گردد .
و هرگاه كه طعام را هضم يابد و حرارت غريزى و روح از غذا مدد گيرد و به ظاهر تن ميل كند ، نبض عظيم و قوى گردد .
و هرگاه كه خواب بافراط شود ، به صغيرى و ضعيفى و متفاوت و بطى باز گردد ، از بهر آنكه فضلهاء غذا اندر تن بماند و آنچه مىبايد كه به حركت بيدارى تحليل پذيرد ، بخارات آن باندرون تن بازگردد ، و حرارت و قوت بدان سبب ، گرانبار شود ، و مسترخى گردد و نبض صغير و ضعيف شود .
و اگر وقت خواب ، اندر معده