باب نهم از گفتار ششم اندر نبض نرى و مادگى
نبض نرى بقياس با نبض مادگى ، قوى و عظيم باشد ، از بهر آنكه مزاج مردان گرمتر باشد و اندامها صلبتر و حاجت بيشتر . و از بهر آنكه نبض عظيم اندر مسافتها بيشتر و تمام آيد و قطع مسافتها اندر زنان درازتر باشد ، واجب كند كه نبض مردان بقياس با نبض ديگران متفاوت باشد يا بطى .
باب دهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض لاغرى و فربهى
نبض لاغرى بقياس با نبض فربهى عظيم و بطى باشد .
اما عظيم از بهر آنكه حركت او را اندر طول و عرض و عمق ، مانعى نيست .
و از بهر آنكه عظيم باشد ، واجب كند كه بطى باشد ، چنان كه اندر باب گذشته ياد كرده آمدست .
و نبض فربهى بقياس با نبض لاغرى ، صغير و سريع باشد ، از بهر ضدّى مزاج و ضدى سحنه ، لكن اگر فربهى ، گوشت باشد سرعت و قوت بيشتر باشد و اگر پيه باشد ، بر خلاف آن باشد .
باب يازدهم از گفتار ششم از بخش اول اندر نبض فصلهاء سال و شهرها و مسكنها
نبض بهارى اندر همه بابها معتدل باشد و اندر قوّت زيادت ، بسبب اعتدال فصل .
و نبض شهرهاى معتدل همچنين باشد .
و نبض تابستان ، سريع يا متواتر يا صغير و ضعيف باشد . اما سبب سرعت و تواتر حرارت فصل باشد و بسيارى حاجت ، و سبب صغيرى و ضعيفى ، بسيارى تحليل و عرق . و نبض شهرها و مسكنهاء گرم همچنين باشد .
و نبض خريف معتدل باشد و بضعيفى ميل دارد ، بسبب اختلاف هوا و بسبب ضدى طبع فصل مر طبيعت حيوانى را ، و ضدى موجب ضعف باشد . و شهرها و مسكنها كه هواى آن مخالف باشد ، همچنين باشد .
و نبض زمستان متفاوت باشد ، يا بطى يا صغير ، بسبب كمى حاجت ، لكن نبض محرور ، قويتر باشد . و نبض شهرها و مسكنهاء سرد همچنين باشد .
اين چند نبض و اسباب آن را ، الاسباب الطبيعة اللّازمه گويند ، از بهر آنكه مردم در كودكى و جوانى و كهلى و پيرى از محرورى و مبرودى و نرى و مادگى و فربهى و لاغرى و از فصلهاء سال و مسكنها خالى نتواند بود .
و اسبابى ديگر است آن را الاسباب المتوسطه