تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
اما طبيعى ، به كار داشتن طعامها و شرابهاء ترىدهنده و گرمابه معتدل و مانند آن . و ناطبيعى ، استسقاء زقّى و ليثرغس و فالج . و اسباب ضعف قوت ، سه نوع است : يكى استفراغ و نايافتن طعام و شراب . دوم تعب و رياضت بافراط و تخلخل مسام . سوم بيماريها و دردها كه غشى آرد . و اصل هر سه نوع ، تحليل بافراط است . و اسباب باز آمدن قوت اندر بيماريها ، نضج مادّت است ، و بحران نيك ؛ و اندر تندرستى ، شادى معتدل و خشم معتدل و رياضت معتدل و طعام و شراب اندر كميّت و كيفيت معتدل . و اسباب نبض طويل ، اسباب نبض عظيم است ، لكن مانعى باشد كه از عرض و ارتفاع باز دارد . اما مانع از عرض دو چيزست ، يكى ذاتى و ديگر عرضى ، اما ذاتى ، صلبى آلت است ، و عرضى ، فربهى و آكندگى گوشت ، و مانع از ارتفاع ، گوشت است كه بر سر رگ نهاده باشد . و اسباب نبض عريض دو است نرمى و خالى شدن رگ . و اسباب نبض قصير ، اسباب نبض صغيرست بعينها ، ضعف قوت و كمى حاجت و صلابت آلت .

باب ششم از گفتار ششم از بخش اول اندر اسباب نبض و احوال آن و انواع نبضهاء مختلف

هر نوعى از انواع سوء المزاج كه اندر دل و شريانها پديد آيد ، حال قوت بگردد و نبض بدان سبب مختلف گردد . و هرگاه كه اندر امتلا تولد كند يا سدهء يا عارضى از اعراض نفسانى پديد آيد ، نبض مختلف گردد و هرگاه كه قوت قوى باشد و نبض مختلف باشد ، سبب اختلاف ، امتلاء همه تن باشد ، يا گرانى معده از طعام . و هرگاه كه قوت ضعيف باشد و نبض مختلف باشد ، سبب آن مجاهدت طبيعت باشد و بسبب بسيارى خون اندر تن ، نبض مختلف گردد و آن اختلاف بفصد زايل شود . و اگر خون غليظ و لزج باشد ، روح را اندر شريان خبه كند ، خاصه اگر امتلا از حوالى دل باشد . اگر فصد اتفاق نيفتد و قوام خون باعتدال باز نيايد ، خناق قلبى تولد كند و حالى مانند سكته پديد آيد و هلاك كند . و اين امتلا مردم شراب‌خواره را و كسانى را كه اندر طعام و شراب افراط كنند ، بسيار افتد . و انواع نبضهاء مختلف كه آن را نامهاست ، نبضى است آن را ذنب الفار گويند و اين ذنب الفار