تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
تدارك كند . و هر گاه كه قوت ، قوى باشد و حاجت عظيم و آلت نرم ، اندر عظيمى فزايد . و اگر حاجت سخت عظيم باشد ، نبض با عظيمى ، سريع آيد و اگر حاجت ، زيادت باشد ، عظيم و متواتر آيد ، و بيرون ازين ، چاره‌يى ديگر و نبضى ديگر نيست كه بدان تدارك افتد ، جهد و كوشيدن قوت ماند ، يا عاجز آيد ، يا حاجت كمتر شود . و اگر حاجت عظيم باشد و قوت ضعيف و آلت صلب ، نبض عظيم نتواند شد ، سرعت بجاى عظيمى باشد . پس سبب نبض سريع ، بسيارى حاجت است و ضعيفى قوت يا بسيارى حاجت است و صلبى آلت . و اگر قوت ضعيف باشد و حاجت سخت بسيار ، نبض متواتر آيد . پس سبب تواتر ، ضعف قوت است و بسيارى حاجت و صلبى آلت . و آنجا كه قوت ضعيف باشد و آلت صلب و حاجت اندك ، نبض متفاوت آيد ، لكن قوت اندر متواتر ، ضعيف‌تر از آن باشد كه اندر متفاوت ، از جهت آنكه حاجت كمتر باشد و به مقدار كمترى حاجت ، توانايى قدرت پديد آيد . پس سبب تفاوت ، كمى حاجت باشد و قوتى كه سخت ضعيف نباشد ، از بهر آنكه آنجا كه حاجت كمتر باشد ، سرعت و تواتر نباشد . و چون قوت ، سخت ضعيف نباشد ، اندر عظيمى كوشد ، بدين سبب بجاى سرعت و تواتر ، حركت انبساط آهسته‌تر آيد و آهستگى بر تفاوت باشد . و آنجا كه اين اسباب ، زيادت گردد نبض بطى آيد ، از بهر آنكه متفاوت و بطى اندر تحت يك جنس است ، و فرق ميان هر دو آنست كه اندر متفاوت ، زمان سكون كه از پس حركت بانقباض باشد ، كوتاه‌تر باشد و اندر بطى درازتر . و آنجا كه با كمى حاجت ، ضعيفى قوت باشد و صلبى آلت ، نبض صغير باشد . پس نبض صغير ، سه حال است ، كمى حاجت و ضعف قوت و صلبى آلت . و اسباب صلبى آلت ، پنج نوع است : يكى خشكى از حرارت تبهاى محرقه و از تحليل رطوبتها تولد كند . دوم ، ضعيف شدن حرارت غريزى و فسرده شدن اخلاط بسبب به كار داشتن چيزهاى سردكننده و نشستن در آب سرد . سوم ، خشكى و كشيده شدن رگها بسبب استفراغ مفرط . چهارم ، ورم صلب اندر احشا . پنجم ، بىخوابى و نايافتن گرمابه و غذاهاى خشك به كار داشتن يا كم‌غذايى . و بسيار باشد كه نزديك بحران ، نبض صلب شود ، بسبب فشاردگى و مجاهدت طبيعت ، مگر بحرانى كه به عرق خواهد بود ، آنجا نبض موجى باشد . و اسباب نرمى آلت ، دو نوع است طبيعى و ناطبيعى :