تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
معتدل . جنس دوم آنكه از حركت جويند و انواع آن ، سه است ، قوى و ضعيف و معتدل . جنس سوم آنكه از كوتاهى و درازى زمان حركتها جويند و انواع آن ، سه است ، سريع و بطى و معتدل . جنس چهارم آنكه از زمان سكون رگ جويند و آن سكونى است كه اندر ميان دو حركت انبساطى يافته باشد و انواع آن سه است ، متواترست و متفاوت و معتدل . جنس پنجم آنكه از كيفيت رگ جويند و انواع آن پنج است ، سرد و گرم و صلب و نرم و معتدل . جنس ششم آنكه از روح جويند كه در ميان رگ است و از خون كه مركب اوست و انواع آن سه است ، ممتلى و خاوى و معتدل . و جنس هفتم از راستى حركت جويند و انواع آن شش است ، مستوى است و مختلف و منتظم و نامنتظم و موزون و ناموزون كه آن را ردى الوزن گويند . و اما طويل ، نبضى است كه از درازى رگ ، انگشتان را فزون از آن خبر دهد كه معتدل و افزون از آن باشد كه عادت آن شخص باشد . و قصير ، يك انگشت را خبر دهد . و عريض نبضى باشد كه انگشت از حركت ستبرى رگ ، تمام خبر يابد و ستبرى رگ ، پهناء او باشد . و دقيق ، ضد عريض باشد . و عظيم نبضى باشد كه حركت او اندر درازا و پهناء رگ ، تمام افراشته مىشود . و صغير ، ضد عظيم باشد . و شاهق ، نبضى باشد افراشته و اندر افراشتگى تمام و او را عميق نيز گويند . و منخفض نبضى باشد افتاده و هيچ افراشته نشود و ضد شاهق باشد . و معتدل ، اندر ميان هر دو ضدى معتدل باشد . و نبض قوى است كه بر انگشت كوبد به قوت ، و حركت انبساط او با قوت انگشت ، اندكى باز كوشد . و ضعيف ضد قوى باشد . و سريع ، نبضى باشد كه زمان حركت انبساط او سخت كوتاه باشد . و بطى ضد او باشد . و متواتر نبضى باشد كه زمان سكون او كه اندر ميان دو حركت انبساطى افتد ، سخت كوتاه باشد . متفاوت ضد متواتر باشد . و نبض گرم و سرد را به شرحى حاجت نيست . و نبض نرم ، نبضى باشد كه قوت انگشت باعتمادى ضعيف ، حركت انبساط او دفع كند و فرونشاند ، صلب