تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
بگشتن . و چون بهق و برص و نمش كه بر بشره پديد آيد . و بعضى پوست را بخراشد چون پريون و حصف و سحج و مانند آن . و بعضى اندر سحنه پديد آيد چون فربهى بافراط و لاغرى بافراط . و بعضى بيماريها است كه اندر قبيله‌يى باشد و بميراث يابند ، چون سل و نقرس و برص و جذام و صلع . على الجمله هر عضوى كه از پدر ضعيف باشد ، اندر فرزند ، همان عضو ضعيف آيد اندر بيشتر حالها . و بعضى بيماريهاست كه از يك‌ديگر گيرند ، خاصه اندر جايهاء تنگ ، چون درد چشم و آبله و تب و با و سل و برص و جذام . و بر متوضّا كه خداوند بواسير نشيند ، نشستن زيان دارد . چون صحت مطلق و چون بيمارى مطلق و فرق ميان سبب و مرض و عرض و انواع بيماريهاى مزاج و بيماريهاء اندامهاء مركب از هر بابى آنچه در اين موضوع و اين كتاب لايق بود ياد كرده آمدست ، اوليتر آنست كه بر اثر آن ، طريق استدلال بر احوال بيماريها كه از نبض و بشره و غير آن ياد كرده آيد ، ان شاء الله .

گفتار ششم از بخش اول از كتاب اغراض اندر شناختن نبض و احوال آن و اين گفتار بيست بابست

باب اول از گفتار ششم اندر قول كلى اندر نبض و احوال آن

نبض حركت شريانست و هر نبضى به دو حركت و دو سكون تمام شود . فرض كنيم با حركت اول انبساط است و سكونى از پس آن ، و حركت دوم انقباض است و سكونى از پس آن . از بهر آنكه ممكن نيست كه چيزى بجانبى حركت كند و بنهايت آن جانب رسد و از آن جانب باز گردد و بجانبى مخالف باز آيد و اندر ميان اين دو حركت ، سكونى نباشد ، از بهر آنكه دو حركت مخالف به يكديگر پيوسته محال باشد . پس چاره نيست از آنكه اندر ميان بنهايت رسيدن حركت انبساط و آغازيدن حركت انقباض و همچنين اندر ميان بنهايت رسيدن حركت انقباض و آغازيدن حركت انبساط ، سكونى باشد ، اگرچه هيچ دو سكون محسوس نباشد . و حركت انبساط ، ظاهرترست و هميشه آن را بانگشت بتوان يافت مگر وقتى كه قوّت بغايت ضعيفى باشد . و نزديك بعضى چنانست كه حركت انقباض اندر