تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
سنگ است و مرض بسته شدن مجرى بول و عرض عسر البول . مثال ديگر ، خلطى گرم اندر عضوى گرد آيد و عضو آماس گيرد و پوست عضو و رگها طرنجيده شود ، درد پديد آيد ، سبب ، گرد آمدن خلط است و مرض آماس است و عرض طرنجيدگى و درد . و سبب و مرض و عرض ، هر سه ناطبيعى است و مقصود طبيب ، هميشه زايل كردن مرض باشد ، لكن اندر علاج ، نخست سبب زايل كند تا مرض زايل شود . و عرض را طبيبان گاهى عرض گويند و گاهى علامت . اما از آنجا كه عرض تبع مرض باشد ، عرض است و از آنجا كه طبيب بتأمل اندر احوال آن ، بيمارى را بشناسد ، علامت است . و بسيار باشد كه يك چيز از يك روى مرض باشد و هم آن چيز بعينه از روى ديگر ، سبب باشد . چنان كه سدّه كه اندر منفذ بينى پديد آيد ، آواز متغير شود ، سدّه از آن روى كه منفذ گشاده را بسته است مرض باشد و از آن روى كه آواز بر تبع آن متغير شدست ، سبب است . و باشد نيز كه مرضى سبب مرضى ديگر شود ، چنان كه قولنج سبب غشى و فالج سبب صرع شود . و باشد كه عرض مرضى سبب مرضى ديگر شود ، چنان كه درد صعب سبب ورم گردد . و باشد كه عرض ، خود مرض شود ، چنان كه ، چون صداع كه تبع تب باشد محكم شود و مرض گردد . و باشد كه يك چيز بقياس با حال خويش و بقياس بحالى كه پيش از وى بوده باشد و بقياس بحالى كه پس از وى پديد آيد هم مرض باشد و هم عرض و هم سبب . چنان كه تب كه اندر بيمارى سل تولد كند ، تب ، مرض باشد و بقياس با سل عرض باشد و بقياس با ضعف معده مثلا يا به اسهال كه از پس وى پديد آيد ، سبب باشد . و چنان كه صداع صعب كه عرض تب بوده باشد ، محكم گردد ، مرض گردد و بسبب صعبى صداع ، ماده بجانب دماغ آيد و سبب سرسام گردد . و باشد كه بيمارى عضوى سبب بيمارى عضوى ديگر شود ، بسبب مشاركتى كه ميان هر دو عضو باشد .

باب سيم از گفتار پنجم از بخش اول اندر بيماريها كه بسبب مشاركة اندامها پديد آيد

بيماريها كه بسبب مشاركت است پنج نوع است . يكى ، چون مشاركت معده با دماغ بسبب عصبى از عصبهاى دماغى كه بمعده پيوسته است و به قوت حس اين عصب است كه بوى ناخوش كه بدماغ رسد ، منش
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 109 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )