تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بوجود قوت حيوانى قبول كند تا افعال قوتها پديد آرد ، چنان كه ياد كرده آمد .

باب چهارم از گفتار چهارم از بخش اول اندر تشريح قوت نفسانى

قوت نفسانى را حس و حركت گويند و بدان ماند كه قوت نفسانى ، جنس است ، و در تحت او دو قوت است ، يكى قوت حس و آن را قوت مدركه گويند و ديگر قوت حركة . و قوت حس نيز بر دو نوع است ، يكى را حس ظاهر گويند و ديگر را حس باطن . اما حس ظاهر ، محسوسات ظاهر را كه ملاقى او باشد ، ادراك كند و بدان ماند كه حس ظاهر پنج نوع است : حس بينايى و شنوايى و بوئيدن و چشيدن و لمس كردن . گروهى گفته‌اند كه حس ظاهر ، هشت نوع است از بهر آنكه حس لمس را چهار نوع شمرده‌اند . و گفته‌اند ، چنان كه كيفيتهاى لمس ، چهارست ، حرارت است و برودت و رطوبت است و يبوست ، هريك ازين كيفيتها بقوّتى جداگانه ادراك افتد . لكن هر چهار به يك بار اندر همه اندامها كه آلت ادراك محسوسات است با قوت خاصيت آن اندام موجودست . چنان كه قوت بينايى و قوت لمس اندر چشم موجودست ، و قوت چشيدن با قوت لمس اندر زبان موجودست ، و اندر گوش و بينى همچنين . و امّا حس باطن ، پنج نوع است ، يكى حس مشترك است و اين قوتى است كه ادراك همه محسوسات ، نخست به دو رسد و در وى مجتمع گردد ، بدين سبب او را حس مشترك گويند و آلت اوست كه تأثير محسوسات اندر وى پديد آيد . و آن آلت جزو اوّل است از مقدّم دماغ ، از بهر آنكه اين جزو لطيف‌تر و نرم‌ترست از همه اجزاى دماغ . دوم قوت مخيّله است ، سوم مفكّره ، چهارم متوهّمه ، پنجم حافظه . امّا مخيّله ، قوتى است كه صورتى را كه ادراك افتد و آن صورت غايب شود ، اين قوت خيال آن را نگاه دارد و آن را بعينه چنان كه ادراك افتاده باشد ، پيش حس باز آرد ، با غايبى صورت ، تا پندارى كه آن صورت را حاضر مىكند . و آلت اين قوت ، جزو پسين است از مقدم دماغ ، و اين جزو پسين با قياس با جزوى كه ياد كرده آمد ، كثيف‌ترست . در جمله مقدم دماغ ، آلت و محل اين دو قوت است ، لكن جزو اول ، آلت حس مشترك است و جزو پسين آلت قوت مخيّله . و مثال