جستجوى فقير است . قدرى صحبت داشت . ضمنا معلوم شد كه از هر بيچارهاى ، حاجى 5 « منات » مىگيرند ، به اسم امضاى « تذكره » و « باشبرد » . و بىخبر كه جز ضرر اخروى و خسروان دنيوى و بدنامى دولت و لعنت ابدى فايدهاى ندارد . اين بدعت آخر در سرحد « ايران » و « روس » ، كه « تذكره » و امضاى دولتين را گرفتهاند ، ديگر خلاف قانون تمام ملّت و ارباب دول است ، كه در هر بندرى در ملك « خارجه » از رعيّت خود مبلغى تعدى نمايند ؛ و بهعلاوه با « قهوهچى » ، و هرجا خانه كرايه باشد و ايرانى منزل نمايد ، نصف اجرت را شراكت نمايند و در عوض خدمتى كه به صاحبخانه نمايند ، اين باشد كه هرقدر بتواند ، مال غريب را بدزدد و نول كشتى را به كمپانى برساند .
در اين وقت خبر رسيد كشتى امشب به « قسطنطين » « 1 » مىرود . مرتبهء ادنى 9 منات و 3 شاهى منات است و مرتبهء وسطى و قمره 21 منات تا « اسلامبول » از هر تنى دريافت مىنمايند . كرايهء منزل هم از قرار شبى يك « عباسى » ايران است ، بايد به « قهوهچى » و شريك قنسول داد .
سه ساعت به روز مانده ، ترجمان فايتون « 2 » حاضر نموده ، براى دعوت به منزل خان قنسول در خدمت « حاجى ملا سلطان على [ گنابادى ] » - زيد افضاله - و نواب و الا « اكتاقاآن ميرزا » رفتيم . شب را بعد از صرف شام همانجا مانديم . براى راحت و قدرى محض خيرخواهى در باب اجحافات عرضى شد . حاصلى ، مشكل بخشد .
[ مصراع ]
ماهى از سر گنده گردد ، نى زدُم .
جوابى شنيدم كه : « به « اسلامبول » و « اسكندريه » و « سويس » « 3 » و « جدّه » به سلامتى مىرسيد ، قدر اينجا را مىدانيد . رو شكر كن ، مبادا كه از بد ، بتر شود . » گفتم : « آنچه ديديم ، تعريف مىنمائيم . »
روز سهشنبه ، بيست و دوم [ شوال 1305 ه . ق . ]
، طلوع فجر ، فرايض الهى و دعاى صبحگاهى و وظيفهء چاى به جاى آمده ، آقايان براى جمعآورى اسباب - به واسطهء حركت كشتى در ساعت 12 [ ظهر ] - به منزل تشريف بردند . حقير هم به سياحت ساحت بعضى اطراف شهر مىرود .
هامش
( 1 ) . منظور قسطنطنيه يا استانبول ، كه به اشتباه اسلامبول مىگويند .
( 2 ) . فايتن يا فايتون( Pha ? eton ). واژهاى است روسى بهمعناى درشكه .
( 3 ) . بندر سوئز .