تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
[ و ] معمور و آباد است .

[ روز جمعه ، بيست و پنجم [ شوال 1305 ه . ق . ] ]

[ سامستور ]

روز جمعه ، بيست و پنجم [ شوال 1305 ه . ق . ] ، « شهادت حضرت صادق ( ع ) » ، به بعضى اقوال . دريا ، بسيار آرام . يكى از كسانى كه لاف دوستى با من زد ، بىآرام بود ، نمامى و نقل نمود كه « فلان و به همان در سكّان كشتى نشسته‌اند ، در حقّ تو چنين و چنان و سخنان ناشايسته گويند ، بالجمله در راه ترك همراهى ما را نموده و به تركى الفت گرفته [ است . ] » گفتم : « آنها اگر در عيب من كوشند ، غيبت آنها روا ندارم بگويند .
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
و ما ابّرى نفسى و لا ازكّيها « 1 » ، كه هرچه نقل كنند ، از بشر در امكان است . » اوايل ظهر ، به اسكلهء « سامستور » « 2 » رسيد . چندان مسافتى تا لنگرگاه نداشت . در قايق نشسته ، اول به « گمرك‌خانه » ، تذكره خواستند ، نمود . آدم « شهبندر » « 3 » ايرانى ، به قوت اهالى « عثمانى » از ما مطالبهء چند « قروش » نمود ، كه هر « حاجى » وارد شود ، براى مصارف « شهبندر » مأمور است بگيرد و مطلب معلوم شد : « از ماست كه بر ماست . » اين همه آوازها از شه بود . بازار مختصرى دارد . جمعى از اهل « آذربايجان » هم دكان دارند . دانستن زبان « تركى » در ملك « روس » و « عثمانى » بسيار در كار است . رفيقى كه ملامتم نموده بود كه فلانى ترك ما را گفته و با تركى الفت گرفته ، براى ابتياع بعضى لوازم ، با جمعى نزاع نموده بودند و هيچ‌يك زبان يكديگر را نمىدانستند . رفيق ترك پارسىدان ، شفقت نمود ، از چنگ عساكر « عثمانى » او را رهانيد و جنگ به صلح انجاميد . [ بيت ]
رفيقى كه غايب شد اى نيك‌نام * دو چيز است ازو بر رفيقان حرام يكى آنكه مالش به باطل خورند * دوم آن‌كه نامش به زشتى بَرند
هامش
( 1 ) . سورهء اسرائيل ( اسراء ) - آيات 84 و 85 . ( 2 ) . سامستور يا سامسون( Samsun )، مركز استانى به همين نام ، در شمال تركيه و در ساحل درياى سياه ، كه در سال 1997 م . 871 ، 339 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . شاه بندر ، رئيس سوداگران و بازرگانان ، رئيس گمرك‌خانه .