« باطوم » ، سابقا ملك « عثمانى » ، و قصبهاى بود مخروبه ؛ و مردمان جنگلى « بىتربيت » داشته . بعد از منازعه و مصالحهء دولتين « روس » و « عثمانى » ، تا به شهر « بايزيد » ، كه برا قريب 40 فرسخ و سرحدّ بحرى تا « قضاته » دو سه فرسخ است ، از جمله وجه مال المصالحه به دولت « روس » رسيده ؛ و الحال معمورهاى كه عما قريب يكى از « شهرهاى بزرگ روس » خواهد بود .
از غالب دول « قونسلات » ، علم و علامتى دارند ؛ و « باستيون » هاى محكم و استحكامات و ضربهاى توپ دريايى در عدود فراهم [ است ] . يك دو « مسجد اسلامى » بيش ندارد . بنا دارند از جانب حكومت - اگر اجازه حاصل شود - مؤمنين ايرانى هم مسجدى براى خود بنا كنند .
كليساهاى معتبر و اجزاء خان [ ه ] هاى طبّيه و عمارات رفيعه و سرك و خيابانهاى منيعه از هرطرف دارد . از « تبريزى » در آنجا زياد دكاندار و تجّار مىباشند . غالب اهلش « گرجى » [ هستند ، و ] از انسانيت بهره [ اى ] نيافتهاند .
[ قضاته ]
دو ساعت به روز مانده ، كشتى از اسكلهء « باطوم » لنگر كشيده ، يك ساعت از شب گذشته ، به « قضاته » رسيد . از اينجا به بعد ، حدود حاليه « عثمانى » است . « قضاته » ، رودخانهاى است كه به « درياى سياه » مىريزد و نام صحيح آن « رود چرخسو » است .
توقف بسيار كمى در آنجا بيش ننموده ، عبور شد . حجاج به قرب 500 نفر از هر جايى مىشوند : « طهرانى » ، « كاشانى » ، « خراسانى » ، « قفقازيه » .
[ روز چهارشنبه ، بيست و سيم [ شوال 1305 ه . ق . ] ]
[ ترابوزان ]
روز چهارشنبه ، بيست و سيم [ شوال 1305 ه . ق . ] ، دو ساعت از آفتاب برآمده ، « بندر طرابوزن » « 1 » نمودار شد . دقيقه [ اى ] نگذشته ، از لنگر انداختن كه انقلابى سخت شد و ياران و توفانى به حدّى كه زنجير لنگر كشتى گسيخت ، معلم وحشت نموده ، به قرب يك فرسنگ از كناره گريخت .
پنج ساعت به روز مانده ، اندكى دريا آرام گرفت . نزديك به شهر آمده ، با « ميرزا
هامش
( 1 ) . طرابوزن كه در اصل ترابزون( Trabzon )مىباشد ، بندرى است تاريخى ، كه مركز استانى به همين نام است ، در روزگار باستانTrapezusناميده مىشد و در سال 1990 م . 941 ، 143 نفر را در خود جاى داده است .