يك طرف « ارگ » ، متصل به رودخانه [ و ] از طرفى متصل به باغات و از جانبى به شهر « خرمآباد » .
طول « خرمآباد » از « جزاير خالدات » « 1 » 53 درجه و صفر دقيقه است ؛ و عرضش از « خط استوا » 33 درجه و 35 دقيقه است و در وسط دو كوه افتاده است .
نام اين شهر از آغاز « سياهدز » بوده است ، به جهت « مهرنگار » دختر « انوشيروان » ساختهاند ؛ و او در اين شهر ساكن بوده [ است ] .
در تابستان ، بسيار گرم و در پاييز ، به اختلاف هوا ؛ چنانكه اكثرى از حيوانات تب و لرز نمايند ، و در ساير فصول « خرم ولايتى » است .
در حال تحرير ، اين چند « فرد » به خاطر آمد ، ثبت گشت :
غزل « 2 »
با خرابىها ، دل « محمود » آباد است و بس * در خرابآباد عالم ، « خرمآباد » است و بس
دلشكستن شيوهء تو ، شيشهء دل پُر ز خون * باز ، اى سنگ حوادث ، وقت امداد است و بس
جان « شيرين » كندهام من ، « كوهكن » گر سنگ كند * عاشقى تنها ز « 3 » آيين كار فرهاد است و بس
دام ، خوشتر آيَدش از آشيان در گلستان * ميل آن صيدى كه دايم سوى صياد است و بس
روى بر من كرده غمهاى جهان ، اما چه سود * با غم عالم ، دل محمود ، خود شاد است و بس
به معادل 500 خانه بيش شهرش ندارد . به جهت كثرت معاشرت با « الوار » ، قومى بىتميزند . « 4 » شهر لر است . آب فراوانى در آن شهر جارى [ است ] ، كه البته بر روى هم 50 سنگ آب در آن شهر دايم سارى است .
چشمهسارش ، چندان « سرد » است كه با آن حدّت هوا در فصل « تموز » ، هيچ
هامش
( 1 ) . خالدات( Xaledat )، مجمع الجزايرى است در اقيانوس اطلس ، در شمال غربى افريقا ، متعلق است به اسپانيا كه 7273 كيلومتر مربع مساحت دارد و آبوهواى آن مطبوع بوده و به جزاير سعيد معروف مىباشد .
( 2 ) . م : بيت
( 3 ) . ب ، ش : همين نه
( 4 ) . ب ، ش : بىتميز