تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
« انگور » با دو ساله آب انگور ساير بلاد مقابل است . چون نام « انگور » بر زبان قلم جارى شد ، « رباعى » كه سابقا گفته ، تحرير [ مىشود ] : رباعى
از « آب حيات » ، آب « انگور » خوش است * رخساره يار از رُخ حور خوش است چشمى كه به روى « امردى » روشن نيست * آن چشم به چشم معرفت كور خوش است
« انار » ى هم دارد وسط ؛ خوبش كمتر ، وفورش اندك . « انجير » هم دارد ، كه گرسنه را سير نمايد . ساير ميوه‌اش را آن امتياز كه بايست ، نيست . اعظم تماشاگاهش « باغ علىآباد » است ، كه سابقا حوض‌هاى متين داشت و عمارات شيرين . ايدون ، از آن بناها آثارى باقى ، و ليك بنيان « باغ » و « سرو » موجود [ است ] ، چنان‌كه در آغاز سفر در اين كتاب به تقريبى ياد كرديم . « سرو » هاى او را گويند در وقت آفتاب ، به تحويل حمل ، آن سروها خودى « 1 » چنان مىتكانند كه محسوس گردد ، آن ارتعاش از براى تنقيه خاك و خاشاك خوشك از خود است ؛ [ و ] اين حكايتى است بسيار عجيب . بيت
پاى سرو بوستانى در گل است * سرو ما را پاى معنى در دل است
در دشت اين ملك « مورد » « 2 » بسيار است . و از شكار « دراج » دارد و « كبك » و گاهى « آهو » . در 3 فرسنگى شهر ، قريه‌اى است موسوم به « رباط » . « 3 » در دو فصل ، كبك جملهء « لرستان » را از آن‌جا عبور است . دام‌ها نهند و كبك‌ها گيرند . گاه باشد كه يك صياد 100 عدد در روزى گيرد . قريب به آن ده « معدن نفتى « 4 » » هست و دو « معدن نمك » نيز موجود است ، موسوم به
هامش
( 1 ) . ش : خود ( 2 ) . ش : مور ( 3 ) . امروزه به آن رباط نمكى( Robat - e Namaki )مىگويند و روستايى است از توابع شهرستان خرم‌آباد ، در 18 كيلومترى شمال اين شهر در كنار آب خرم‌آباد و بين روستاهاى تنگ رباط و چم‌چقال . ( 4 ) . در اصل : نفطى
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 623 | هارون وهومن