برادر جانا :
از آن منزل به « چنار » « 1 » وارد ، كه آخر خاك « كوهدشت » باشد . در نهايت صفا است .
آن منزل بهارش غمزداست و هوايش روحافزا . كبك بسيارى دارد .
در جائى كه محل توقف « اردو » بود ، دره و كوهى واقع [ شده ] ، كبكها بنا به خواندن مىكردند و سواران « باز » برده ، او را صيد كرده ، مىآوردند . چون ديگرى آواز كردى ، باز « باز » را برده ، او را شكار مىنمودند .
اين بيت ، مناسب اين احوال است :
بيت
كبك اگر خندهء بىجا نزند « 2 » ، من ضامن * صيد سرپنجهء « شهباز » نگردد هرگز
برادر جانا ؛
از آن منزل به جانب « كشكان » عطف عنان نمود . در حقيقت ، حيات تازه [ اى ] جستم از زيارت حضرت « حيات غيب » .
بزرگوارى است كه اگر « كرّوبيان » ملأ اعلى ، جاروبكش آستانش باشند ، سزد . در وقت رفتن به « گرمسيرات » مرا فيض زيارت روزى نيامد . به حمد اللّه عاقبت محمود گرديديم .
بعد از زيارت « مصجعه شريف » آن خجستهصفات ، صندوقى كه در روى قبر مطهر بود [ و ] بر آن خطى كنده بودند ؛ به علاوه مطلب آيات قرآن ؛ پس من آن مطالب را از آن صندوق نقل ، و در اين رساله شيرين مقاله ثبت [ مىكنم ] ، تا موجب اطلاع كسانى شود كه حاجت آنها به اين كتاب شريف است .
اين است آنچه در آن صندوق ثبت است :
« فى عهد سلطان الاعظم المعتمد على اللّه السلطان المهيمن محسن خلد اللّه ملكه هذا « 3 » مرقد حضرت « 4 » قطب العارفين و فخر المحققين و ملاذ المتأخرين المستفيض بعناية ملك الوهاب پير حيات قدس اللّه سره ، شاه على بانى اين تربت ،
هامش
« تازهاى نيست . »
( 1 ) . در حال حاضر به آن چنار عليا ( بالا ) مىگويند و روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان كوهدشت در ارتفاع حدود 1180 مترى ، در يك كيلومترى جنوب شرقى آن روستاى چنار پايين قرار داشته و آبادىهاى چنار بالا و چنار پايين را به ترتيب چنار 57 و چنار 58 نيز مىگويند . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 397 ) . اين روستا در 29 كيلومترى شهر كوهدشت واقع شده است .
( 2 ) . ب : نزدى
( 3 ) . ب : هذا ندارد .
( 4 ) . ش : حضرت ندارد .