تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
نه يك اختر از آسمان شهى شد * كزو در « ضيا » بود چندان‌كه اختر نه بخت « همايون » و « محمود » آمد * سيه در جهان ، زين عزاى موفر چون « خورشيد » پنهان شود ، « تار » گردد * از آن‌پس همه روى گيتى سراسر همه حاصلِ هستى ما بسوزاند * نيفكند گيتى به يك خرمن آذر نه يك « در » ز « مخزن » برون شد ، هميدون * كه « گنجينه » خالى شد از لؤلؤتر نه اخت من ابن بود ، نه دخت خسرو * همى آيتى بود از لُطفِ داور به عفت رفيق او به اطوار مريم * به عصمت شريك او به زهراىِ ازهر به نظم اندرون خوش بيانى توانا * به خط اندرون خوش‌نويسى توانگر به حُسن اندر آن آفتابى فروزان * به خلق اندر آن جنّتى روح‌پرور نه از او دلِ مام ، هرگز مشوش * نه از او دلِ باب ، هرگز مكدّر تنِ او اگر خاك گرديد ، گوشو * سر پادشه باد زيباى افسر جهاندار فتحعلى شاه غازى * كه باشد سرِ سركشانش به چنبر هزبرى ، كه در گاه كين‌توزى آمد * چون پوينده اختر ، چو سوزنده اخگر ز ريزش به ايوان ، ز كوشش به ميدان * بهشت دلا را سپهر دلاور